تبليغاتX
یک بوس کوچولو
سینما در 30نما
 

**انجمن سینما جوان لاهیجان ، روز، داخلی**

نور ، صدا ، دوربین ، حرکت

 

دخو: نور داریم؟

 

مسئول : نه باید بری رشت بگیری اینجا 2 تا 800 هست با یه 2کیلو چیزه دیگه ای نیست تازه یکی از 800 ها کاسه ش خرابه

 

دخو : صدا داریم؟

 

نه نداریم باید بری رشت از انجمن اونجا بگیری یه ست مینی گان 66 هست .

 

خب باشه  دوربین چی اونم نیست؟

 

نه عزیز، دست استاد میر احسان داره فیلم میسازه...

 

اه   ، همون منتقد معروفه؟

 

آره همون.

 

ایشون فیلمساز جوان هستن؟ وسایل ما دست ایشون چکار میکنه؟

 

با آقای ارکیان هماهنگ کردن .....(رئیس انجمن سینما جوان لاهیجان)

 

آها باشه ، کی می آرن دوربین رو؟

 

خدا میدونه

 

ممنون پس دوربین هم از رشت بگیریم؟

 

آره بهترین کاره.

 

واسه بودجه چ....

کاری از دست ما بر نمی آد

 

کات عالی بود مرسی

 

کارگردان : مهیار بهمنش

 

نویسنده : نیما حسندخت

 

تصویر : مجتبا غلام دوست

 

نور:  یحی زاهدی پور

 

تدوین:  هاله کیایی

 

تهیه کننده : انجمن سینما جوان لاهیجان

 

+ خط خطی شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 1:12  توسط مهیار بهمنش  | 

بهروز بقایی دچار حمله مغزی شد و حال مساعدی ندارد

 

پزشک معالج بهروز بقایی وضعیت جسمی این بازیگر باسابقه سینما، تئاتر و تلویزیون را نامساعد دانست و از مردم خواست برای بهبودی او دعا کنند. دکتر عبدالرضا طبسی پزشک معالج بهروز بقایی درباره وضعیت جسمی این هنرمند سینما، تئاتر و تلویزیون گفت: از ساعت 21:30 یکشنبه 17 آبان‌ماه که آقای بقایی به بیمارستان جم منتقل شد، اقدام‌های پزشکی لازم انجام شده و درمان دارویی در حال انجام است، ولی وضعیت جسمی ایشان مناسب نیست.
وی افزود: متأسفانه آقای بقایی دچار حمله مغزی شده و در حال حاضر دارای اختلال قلبی و تکلم است و نمی‌توان به ملاقات ایشان رفت. ما برای بهبود جسمی ایشان تلاش می‌کنیم و از مردم و علاقمندان به این هنرمند شناخته شده می‌خواهیم برایشان دعا کنند.
بهروز بقایی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون که در نمایش "هاملت با سالاد فصل" هادی مرزبان ایفای نقش می‌کند، شامگاه یکشنبه 17 آبان‌ماه به دلیل سکته مغزی در بیمارستان جم بستری شده است.

منبع : مهر

 


+ خط خطی شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 2:3  توسط مهیار بهمنش  | 

 

 

 
فيلم «درباره‌ الي» ساخته‌ي‌ «اصغر فرهادي» موفق به دريافت دو جايزه‌ اصلي جشنواره‌ فيلم «ايشياتيكا» در رم ايتاليا شد.دهمين جشنواره‌ فيلم «ايشياتيكا»  در رم ايتاليا به كار خود پايان داد و «درباره الي» نماينده‌ي سينماي ايران در جوايز اسكار 2010 دو جايزه‌ي اصلي اين جشنواره را گرفت.
فيلم «درباره‌ الي» به كارگرداني «اصغر فرهادي» كه در بخش رقابتي «رويارويي با سينماي آسيا» حضور داشت، توانست جايزه‌ ويژه‌ هيات داوران و هم‌چنين جايزه‌ بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را به خود اختصاص دهد.
در اين بخش فيلم‌هايي از جمهوري آذربايجان، گرجستان، چين، اندونزي، قزاقستان و تايلند حضور داشتند. به نقل از سايت جشنواره، جايزه‌ شهر رم براي بهترين فيلم جشنواره به «آن‌سوي رودخانه» از گرجستان ساخته‌ «جورج اوواشويلي» اعطا شد.
يكي از بخش‌هاي جنبي اين دوره از جشنواره «روزهاي ايران» بود كه در آن شش فيلم مستند ازجمله «ما نيمي از جمعيت ايران هستيم» ساخته‌ «رخشان بني‌اعتماد» و «گنجينه» ساخته‌ «بهمن كيارستمي» نمايش يافتند.
سال گذشته در نهمين دوره‌ برگزاري جشنواره‌ ايشياتيكا فيلم «به‌همين سادگي» ساخته‌ «رضا ميركريمي» جايزه‌ اول را به خود اختصاص داده بود.


 

منبع : ایسنا
+ خط خطی شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 2:0  توسط مهیار بهمنش  | 

 
 
در پي ممانعت از خروج سه تن از هنرمندان براي حضور در مجامع بين‌المللي طي يك ماه گذشته و به نتيجه‌نرسيدن درخواست مديرعامل خانه سينما مبني بر حل شدن اين موضوع، روساي 9 تشکل صنفي طي نامه‌اي سرگشاده از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي خواستار پيگيري و حل اين معضل شده و اقدامات آتي اعضاي خود را بر پايه اقدام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي منوط کرده‌اند.

در بخش‌هايي از نامه‌ روساي تشكل‌هاي صنفي خطاب به دکتر حسيني وزيرفرهنگ و ارشاد اسلامي آمده است:«بيش از يک ماه است که از ممنوع الخروج شدن تعدادي از همکاران ما مي‌گذرد. آنها درست در روزهايي که جنابعالي به نمايندگي از ايران در مرکز فرهنگي سازمان ملل متحد، يونسکو، شرکت کرده بوديد، با برخوردي زننده از انجام سفرهايي فرهنگي بازماندند. اين سينماگران نيز قرار بود در مهمترين مجامع سينمايي جهان به نمايندگي از سينماي ايران حاضر شوند. وزيران فرهنگ و ارشاد اسلامي به حيث شخصيت حقوقي خود در اين مجامع شرکت مي‌جويند و نمايندگي فرهنگي آنان به وکالت است حال آنکه هنرمندان اما خود به اصالت نماينده فرهنگ اين سرزمين‌ هستند. و اين نمايندگي فرهنگي به اراده غير از آنان سلب نمي‌شود.

در حالي که پيگيري و رسيدگي به چنيني اموري به طور طبيعي وظيفه‌ي وزارت متبوع جنابعالي است و حسب سنت معمول در گذشته نيز بدان اهتمام مي‌شد، اينک سکوت تام وتمام آن وزارت را چگونه مي‌توان تعبير کرد؟ آيا جنابعالي هم چون معاونت سينمايي محترم معتقديد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تنها در زمينه‌هاي فرهنگي و هنري مسئول هنرمندان است و در زمينه‌هاي قضايي و امنيتي مسئوليتي ندارد؟! آيا واقعاً اتهامات قضايي متوجه همکاران ماست؟

صنوف سينمايي تا کنون با خويشتنداري از دست زدن به هر اقدامي در قبال اين بي‌رسمي‌ها و بي‌قانوني‌ها خود داري کرده‌اند و منتظر واکنش جنابعالي مانده‌اند اين در حالي است که همکاران ما، چهره‌هاي شاخص سينماي ملي ايران هنوز بين شعب وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب سرگردانند، بي‌آن که علت واقعي توقيف گذرنامه هايشان را بدانند آيا بنظر شما خويشتنداري در اين فضاي پر ابهام که کسي هم پاسخگو نيست معنايي هم دارد؟! لذا از جنابعالي در خواست مي‌شود با احساس وظيفه در اين زمينه فوراً موضوع را شخصا پيگيري فرماييد. صنوف سينمايي در راستاي حل مشکلات موجود آماده همکاري با جنابعالي هستند. بديهي است براي تصميم گيري در مورد اقدامات آتي خود در انتظار پاسخ جنابعالي هستيم.»

اين نامه‌ به امضاء رئيس انجمن بازيگران سينماي ايران داوود رشيدي،رئيس کانون کارگردانان سينماي ايران عليرضا رئيسيان،رئيس کانون فيلمنامه‌نويسان سينماي ايران فرهاد توحيدي،رئيس انجمن تهيه کنندگان سينماي مستند مرتضي رزاق کريمي،رئيس کانون تدوينگران سينماي ايران حسين مؤئيني،نايب رئيس انجمن مستند سازان سينماي ايران بهرام عظيم پور،رئيس کانون آهنگسازان سينماي ايران مجيد انتظامي،رئيس انجمن فيلم کوتاه ايران نقي نعمتي،رئيس انجمن سينمايي، فيلم انيميشن(آسيفا) نورالدين زرين‌کلک رسيده است.



منبع : ایسنا
+ خط خطی شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 1:55  توسط مهیار بهمنش  | 

مرگ نابهنگام پرویز مشکاتیان، آهنگساز و نوازنده مشهور کشورمان در 54 سالگی بر اثر سکته قلبی ما را به این فکر انداخت که نگاهی داشته باشیم به مرگ هنرمندانی که در این چند سال متعاقب ایست قلبی از دست داده‌ایم؛ هنرمندانی که متاسفانه بسیاری از آنها عمر طولانی نکرده‌اند و نابه‌هنگام از دست رفته‌اند. آنچه در ادامه می‌آید مروری بر فوت برخی از هنرمندان کشورمان است که علت فوت‌شان در رسانه‌ها «ایست قلبی» عنوان شد...

منوچهر احترامی، نویسنده کودکان

بنیانگذار طنز کودک، خالق حسنی کودکان و بزرگان این سرزمین هم برگه مرگ زندگی‌اش با علت فوت: ایست قلبی پر شد. احترامی سه شنبه 22 بهمن سال پیش در یکی از بیمارستان‌های تهران بر اثر عارضه قلبی در سن 67 سالگی درگذشت. در مراسم او -که روحش با کودکان و طنز عجین شده بود- ستاد برگزاری مراسم نکوداشت‌اش اطلاعیه‌ای بین شرکت کنندگان توزیع کرد که در گوشه‌ای از آن آمده بود: «در صفحه فرزندان شناسنامه ایشان، نام 40 میلیون نفر باید نوشته می‌شد که این کار به علت هزینه‌های سنگینی که برای سازمان ثبت احوال کشور در پی دارد، تاکنون انجام نشده است.»
 
پرویز مشکاتیان، نوازنده و آهنگساز
آخرین آنها همان طور که در ابتدای مطلب خواندید پرویز مشکاتیان استاد موسیقی سنتی ایرانی بود. مشکاتیان اردیبهشت ماه سال 1334 در نیشابور به دنیا آمده بود و موسیقی و نواختن سنتور را در نزد پدرآموخته بود. او سپس به تهران رفت و در کنار آموختن آکادمیک موسیقی در دانشکده هنرهای زیبا، ردیف میرزا عبدالله را نزد نورعلی برومند و داریوش صفوت فرا گرفت. مشکاتیان به جز فراگیری سینه به سینه موسیقی سنتی ایرانی، یادگیری هارمونی، آهنگ‌سازی و ارکستراسیون و آشنایی با موسیقی علمی را از طریق موسیقدانانی چون مهدی برکشلی و محمد تقی مسعودیه ادامه داد. او به عنوان مدرس موسیقی فعالیت‌اش را در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی که زیر نظر داریوش صفوت اداره می‌شد، آغاز کرد و تدریس و اجرای موسیقی تا آخرین لحظات عمر نه چندان طولانی‌اش ادامه یافت تا اینکه روز دوشنبه، 30 شهریور بر اثر ایست قلبی در خانه‌اش در تهران درگذشت، در حالی که پیش از این خبری از بیماری و یا ناراحتی و بستری شدن او در میان نبود.

عمران صلاحی، شاعر و طنز پرداز
اوایل مهرماه سال 1385عمران صلاحی از سفر دو هفته‌ای‌اش به چین برگشته بود. او در كنفرانس شاعران جهانی، تنها نماینده ایران بود. در این سفر یك برنامه كوهنوردی برای شاعران ترتیب داده بودند كه عمران حالش در آن بد می‌شود، در حالی که تا آن روز هیچ سابقه بیماری قلبی نداشت، با این همه مترجم‌اش در چین طی تماسی به خانواده صلاحی اطلاع می‌دهد تا بعد از مراجعت به ایران، او حتما به پزشك مراجعه كند. اما زمان مجال این كار را نداد چراكه عصر روز سه‌شنبه یازدهم مهرماه عصر تلخی برای بسیاری از کسانی بود که شعر و طنز را با نام عمران صلاحی به یاد می‌آوردند. صلاحی عصر آن روز با همان خنده همیشگی اما با احساس دردی در قفسه‌سینه راهی بیمارستان کسری می‌شود اما زمان زیادی نمی‌گذرد که از آنجا به بیمارستان توس منتقل و در بخش سی. سی. یو بستری می‌شود. خبر را تا این زمان تنها نزدیکان او می‌دانستند و همان‌ها هم با وجود تمام نگرانی که داشتند در ته دل ذره‌ای به حادثه‌ای دیگر و تلخ‌تر نمی‌اندیشیدند تا اینکه بامداد فردای آن روز در عین بهت و ناباوری خبر می‌رسد شاعر گریه در آب، قطاری در مه، ایستگاه بین راه ومن را به نام کوچکم صدا بزن و . . . بر اثر ایست قلبی درسن 60 سالگی در بیمارستان توس درگذشت.
 
رسول ملاقلی‌پور، کارگردان
«ساعت 11 صبح بود. قصد بازگشت از نوشهر به تهران را داشتیم كه به طور ناگهانی وضعیت جسمی رسول نامناسب و وخیم شد. در حال جمع كردن اسباب سفر بودیم كه این اتفاق ناگوار روی داد و به سرعت اورژانس را مطلع كردم و پزشكان پایگاه 115 شهرستان نوشهر به سرعت به محل حادثه آمدند و تلاش آنها به دلیل فوت رسول ملاقلی پور ناتمام ماند.» همسفر رسول ملا قلی‌پور این‌گونه شرح مرگ یکی از پرسرو صداترین کارگردانان سینمای جنگ را می‌دهد. کارگردانی که پیش از این سابقه 2 بار سكته را در پرونده پزشكی خود داشت و سرانجام در اسفندماه سال 1385 بر اثر سكته قلبی درگذشت.
 
قیصر امین‌پور، شاعر
متولد دوم اردیبهشت 1338 دزفول بود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد، سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران گرفت. سال‌ها در دانشگاه تدریس کرد. مجموعه‌های مختلفی از شعرهایش را به چاپ رساند و در میانه سال‌های شعر و تدریس بود که در یک تصادف به شدت آسیب دید، آسیب دیدگی که او را تا مرز مرگ برد اما او از مرگ گذر کرد تا دل بسیاری از شاگردان و دوستانش شاد شود. یادگاری این تصادف شدید اما از دست دادن کلیه‌هایش بود و زندگی با هر هفته دیالیز شدن. از زندگی سخت و بیماری او بسیاری خبر داشتند اما باز هم در عین ناباوری در تاریخ سه‌شنبه 8 آبان 86 خبر رسید که قیصر امین‌پور ساعت 3 صبح بر اثر ایست قلبی در بیمارستان دی درگذشت.
 
عباس کاتوزیان، نقاش
دو روز پس از گشایش نمایشگاهی از 50 سال زندگی نقاشانه‌، عباس كاتوزیان در منزل‌اش به ‌خوابی ابدی فرو رفت و بامداد 24 فروردین‌ماه 87 را ندید. استاد عباس كاتوزیان كه در سال1302 در تهران متولد شد، هنرجوی هنرستان كمال الملك بود و بعدها در سال 1322 نایب رییس این هنرستان نیز شد. گفته می‌شود تنها نقاش ایرانی به‌شمار می‌رفت كه در سال 1352 آثارش در كنار آثار استاد كمال‌الملك در مجلس شورای ملی به ‌معرض تماشا قرار گرفت.‌ كاتوزیان پنج نمایشگاه در آمریكا، دو نمایشگاه فرانسه، یك نمایشگاه در انگلستان، 28 نمایشگاه انفرادی در تهران و 9 نمایشگاه در آبادان برپا كرد و رفت.
 
منوچهر آتشی، شاعر
میانه‌های آبان ماه سال 84 بود که
منوچهر آتشی به خاطر مشکل کلیوی راهی بیمارستان سینا شد تا به طور اورژانسی تحت عمل جراحی کلیه قرار گیرد. آتشی شاعر «اسب سپید شاعر جنوب» سرطان کلیه و غدد لنفاوی داشت و بیماری‌اش بسیار پیش رفته بود. دکتر مهرسای که همشهری آتشی بود در گفتگویی که آن روزها انجام داد گفته بود: «ما کلیه را از بدن خارج کردیم ولی سرطان تمام غده لنفاوی و کلیه را گرفته.» با این همه کسی انتظار مرگ او را نداشت اما ساعت 13:30 بعدازظهر خون‌ریزی گوارشی می‌کند و ساعتی بعد در روز یکشنبه 29 آبان 1384 زمانی که 74 سالگی خود را می‌گذراند اعلام می‌شود: آتشی در اثر ضایعه قلبی درگذشت. مرگ او در حالی رقم خورد که چند روز قبل از آن نامش به عنوان چهره ماندگار ادبیات ثبت شده بود.
 
خسرو شکیبایی، بازیگر
صبح روز جمعه 28 تیرماه برای سینما، تلویزیون، تئاتر و دوستداران فیلم و بازی و بازیگری یک از تلخ‌ترین روزها بود چرا که حوالی ظهر خبر رسید: هامون سینمای ایران درگذشت. جریان از این قرار بود که 
خسرو شكیبایی پنج‌شنبه دچار اختلال هوشیاری می‌شده و شب به حالت نیمه‌كما به بیمارستان منتقل می‌شود و به سرعت در بخش آی‌. سی‌. یو بیمارستان پارسیان بستری می‌شود تا اقدامات ویژه انجام شود اما متاسفانه به ‌دلیل اختلافات متابولیستی، نارسایی كبدی و پیشرفت سرطان، صبح جمعه با ایست قلبی زندگی او در 64 سالگی به نقطه آخر می‌رسد.
 
فرهاد خان‌محمدی، بازیگر سینما و تلویزیون
شاید هنوز هم فیلم‌ها و سریال‌هایی از او را می‌بینید بدون آنکه بدانید او هم به دلیل ایست قلبی درگذشته است. خان محمدی که متولد همدان بود، درسال 1347 وارد عرصه سینما شد و بیش از 4 دهه فعالیت داشت. واكنش پنجم، مسافر ری، مومیایی3، معجزه خنده، آخرین بندر، افعی، پرده آخر، ریحانه، ساوالان، هامون و سرب از كارهای سینمایی خان‌محمدی بودند تا اینکه ساعت 13 بعد از ظهر 29 شهریور به دلیل ایست قلبی در بیمارستان رسول اكرم در گذشت.
 
داوود اسدی، بازیگر
شاید او را بتوان جوان‌ترین چهره‌ای دانست که علت فوت‌اش سکته قلبی اعلام می‌شود. داوود اسدی که با «ساعت خوش» نخستین تجربه تلویزیونی‌اش را شروع کرد و پس از بازی در این مجموعه تلویزیونی به چهره‌ای شناخته شده برای بسیاری از بینندگان تلویزیونی و به‌خصوص جوانان تبدیل شده بود، در سال‌های آخر كمتر به ایفای نقش پرداخت وخبر زیادی از او به گوش نمی‌رسید تا اینکه در در سومین روز از فروردین مهم‌ترین خبر از او در سایت‌های مختلف و تلویزیون اعلام شد: داوود اسدی بازیگر سینما و تلویزیون ساعت دو بامداد - شنبه و در سن 38سالگی بر اثر سكته قلبی در گذشت. داوود اسدی، همچنین در سه فیلم «سرحد»، «مادرم گیسو» و «دیدار» بازی كرده بود.
 
و دیگرانی که آنها هم علت فوت‌شان سکته قلبی اعلام شد
فرهنگ معیری،
چهره‌پرداز: از پیشکسوتان طراحی چهره‌پرداز بود. نام او را در بین اسامی فیلم‌هایی چون اشك سرما، رخساره، سگ‌كشی، افعی، نقش عشق، سفر عشق، سرزمین آرزوها، شناسایی، اتاق یك، پرواز در شب، مادیان، رخساره می‌بینید. او هم ساعت 8 صبح روز 21 اردیبهشت 87 بر اثر سكته قلبی درگذشت. و خسرو تسلیمی، تهیه‌كننده و مدیرتولید سینما که 19 آبان‌ماه در 83 سالگی به علت سكته قلبی درگذشت.
+ خط خطی شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 1:34  توسط مهیار بهمنش  | 

 

 

 

بهمن فرمان‌آرا، اصغر فرهادی، حامد بهداد، رضا یزدانی، اسدالله امرایی و جمعی از چهره‌های سینمایی و فرهنگی در کنار هم جمع شدند تا فروشگاه فرهنگی هشت و نیم در منطقه پاسداران افتتاح شود. کانون فیلم هشت و نیم که زیر نظر امیر پوریا منتقد شناخته شده سینما اداره می‌شود، توانسته در مدت کوتاهی که از شروع فعالیت آن می‌گذرد به پاتوق اهالی فرهنگ تبدیل شود.

برنامه‌های دراز مدت کانون فیلم هشت‌و‌نیم به جز آماده سازی مجموعه فیلم‌های کارگردانان بزرگ تاریخ سینما، نمایش فیلم و جلسات نقد و بررسی فیلم‌ها با حضور منتقدان برجسته سینمایی هم است. کانون فیلم هشت و نیم به آدرس میدان هروی، خیابان وفا‌منش، خیابان جوانشیر، رو به روی بانک تجارت، واخد‌های تجاری ساختمان پزشکان فارابی همه روزه از ساعت 11 صبح تا 11 شب پذیرای علاقه‌مندان به سینما کتاب و موسیقی است.

 


منبع : سینمای ما

+ خط خطی شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 14:9  توسط مهیار بهمنش  | 

 

 

بهرام رادان به دعوت امين تارخ با حضور در آموزشگاه كارگاه آزاد بازيگري به مديريت وي براي هنرجويان اين موسسه به ايراد سخنراني پرداخت و به سوالات اين هنرجويان در مورد مسائل مختلف در سينما پاسخ داد. امين تارخ ضمن تشكر از حضور بهرام رادان در اين جلسه گفت: در مورد برگزاري اين جلسه بايد نكته‌اي را بگويم، بسياري از اهداف برگزاري اين جلسه در واقع مي‌تواند پس از پايان آن مشخص شود اما چيزي كه به عنوان مدير اين موسسه مد نظرم است در درجه اول اين است كه تابوي دست نيافتني بودن بازيگري و ستاره‌شدن شكسته شود و ديدن بازيگران بزرگ و جوان، باعث مي‌شود هنرجويان بتوانند چند گام به بازيگر سينما شدن نزديك شوند. با گفت و شنود در واقع انتقال تجربيات عملي مي‌شود كه مي‌تواند براي هنرجويان راهگشا باشد تا بسياري از خطاها را انجام ندهند و گام‌هاي بلندتري براي حرفه‌اي شدن بردارند ضمن اينكه منزلت بالاي بازيگري در صحبت با يك بازيگر آكادميك و معروف نشان داده شود.
تارخ افزود: شخصا حس مي‌كنم نمي‌توان به صرف كار تجربي در بازيگري موفق بود و قطعا ابتدا بايد وارد عرصه آكادميك شد تا بعد در ميدان عمل بازيگر پخته شود كه البته برعكس اين موضوع نيز مي‌تواند اتفاق بيفتد اما نبايد فراموش كرد كه هر كس مي‌تواند تجربيات شخصي خود را در اين زمينه داشته باشد.

* ثريا قاسمي مخالف حضور من در سينما بود
در ادامه، بهرام رادان با اعلام اين موضوع كه براي اولين بار است كه در چنين جلسه اي حضور يافته، گفت: 10 سال قبل در چنين روزهايي به موسسه هيوافيلم رفتم كه ثريا قاسمي، ميكائيل شهرستاني و فهيمه راستكار استادان اين مجموعه بودند كه بعد از گرفتن تست‌هايي از گروهي از هنرجويان، من جزء افرادي بودم كه در اين تست‌ها موفق شدم. بعد از مدتي عده‌اي ما را ديدند و انتخاب كردند و بعد به موسسه ديگري رفتم و در آنجا تست ديگري دادم كه باز هم قبول شدم و قرار شد در فيلم "شور عشق " بازي كنم.
يكي از مخالفان ورود من به كار بازيگري استاد من خانم ثريا قاسمي بود كه به من گفت بهتر است پس از تمام شدن دوران آموزشي ، بازي كنم اما آن زمان حس كردم فرصت خوبي براي شروع كار باشد و به همين خاطر مشغول به كار شدم. البته در آن زمان به خاطر علم كمي كه به بازيگري داشتم بعضي مسائل مانند فن بيان را سر كار و به صورت تجربي و با همكاري بعضي از دوستان ياد گرفتم كه البته اين كار هم معايب و محاسن خود را دارد

* بعد از ورود من به سينما اعتماد به نسل جوان بسيار بيشتر شد
رادان در ادامه اين جلسه كه به پرسش و پاسخ با هنرجويان كارگاه آزاد بازيگري اختصاص يافت در پاسخ به سوالي در مورد شرايط ستاره‌ شدن در اين روزگار و تفاوت شرايط سينما با زماني كه وي بازيگري را آغاز كرد، گفت: تبديل به بهرام رادان شدن سخت نيست. بايد بگويم شرايط براي ستاره شدن و موفقيت در بازيگري، از آنچه كه 10 سال قبل وجود داشت بسيار راحت‌تر است. چند روز پيش نزديك يك دكه روزنامه‌فروشي عكس‌هاي زيادي از جوانان و بازيگران را ديدم كه در انواع سريال‌ها بازي مي‌كنند، در حالي كه 10 سال قبل راه براي معروف شدن در سينما بسيار سخت بود. نسبت به ورود جوانان به سينما گاردي وجود داشت و مي‌گفتند اين كار معايبي را به همراه دارد اما امروز با چند شبكه تلويزيوني كه سريال و تله فيلم دارند و فيلم‌هاي سينمايي كه تشنه چهره‌هاي جديد هستند، اين كار بسيار آسان است.
وي در ادامه افزود: زماني كه من در "شور عشق " بازي كردم تنها ستاره جوان آن روزگار "علي قربان‌زاده " بود كه البته قبل از او ستاره‌هايي بودند كه بيش از 30سال سن داشتند و در نيمه دوم دهه70 "علي قربا‌ن‌زاده " تنها ستاره جوان سينما بود. در آن زمان من طرفدار جدي سينما بودم و به ياد دارم در جلسه اكران فيلم "سياوش " با بازي قربان‌زاده در سينما عصر جديد، همه وي را به شدت تشويق مي‌كردند. بعد از ورود من به سينما ، اعتماد به نسل جوان بسيار بيشتر شد. چون قبل از آن بسيار سخت بود حتي براي انتخاب شدن در فيلم "شور عشق " نيز، قربان‌زاده گزينه قبل از من بود و من تنها كسي بودم كه ميان 5 گزينه مطرح شده در آن جلسه، با هيچ‌كدام از سازندگان فيلم قوم و خويش نبودم و پارتي هم نداشتم، بلكه فرج حيدري فيلمبردار فيلم روي حضور من در اين فيلم اصرار كرد.

* انتظار كشيدن زياد بازيگر براي دعوت به كار شدن، مطلوب نيست
رادان در پاسخ به سوالي در مورد اينكه براي جلب نظر كارگردان‌هاي مهم و بازي در آثار بزرگان سينما چه تمهيدي به كار مي‌بندد، گفت: زماني براي هر بازيگر وجود دارد كه اگر كارگردان بزرگي به او زنگ بزند، بسيار خوشحال مي‌شود يا حتي هيجان زده، اما زماني مي‌شود كه بازيگر به راحتي اين مسئله را مي‌پذيرد. در واقع تلاش براي اينكه بازيگر بخواهد در فيلم كارگردان مطرحي بازي كند بيشتر به اوايل بازي او در سينما برمي‌گردد به عنوان يك بازيگر تازه‌كار مجبوريد مدتي در فيلم‌هاي مختلف بازي كنيد تا ديده شويد و فيلم‌هايي مثل "رز زرد " و "عطش " در كارنامه من حكم چنين آثاري را دارند، اما كارگردان خوب بهتر از هر كسي مي‌تواند قريحه بازيگري را در هر فيلمي تشخيص دهد.
وي ادامه داد: البته بايد بگويم كه انتظار كشيدن زياد افراد براي دعوت به كار شدن، درست نيست. دانشي كه شما در كلاس‌هاي بازيگري كسب مي‌كنيد بايد با حضور در يك كار تجربي تركيب شود وگرنه شايد با گذر زمان ميل شما به بازيگري كم شود يا افسرده شويد اما تلاش كردن براي كار و فيلم بازي كردن باعث مي‌شود اين خستگي وجود نداشته باشد. قطعا مي‌توانيد از مشاوره يا از نقد مطبوعات استفاده كنيد اما هم سطح توقع‌تان بايد معقول باشد هم اينكه حرف كسي برايتان حكم نباشد و با توجه به وضعيت خود، خودتان تصميم بگيريد.

* دوست دارم با كارگردانان جوان كار كنم
وي در ادامه افزود: شخصا بسيار دوست داشتم با بهروز افخمي و مسعود كيميايي دوست باشم و تجربيات بسيار شيريني هم از كار با اينها دارم اما آرزو مي‌كنم كاش در فيلم‌هاي‌شان بازي نمي‌كردم گرچه بسيار آموختم اما از ثبت ‌آثاري كه با آنان كار كرده‌ام در كارنامه‌ام، راضي نيستم ،چون مي توانست خيلي بهتر از اين فيلم ها بشود. امروز بيشتر ميل دارم با كارگرداناني صحبت كنم و آشنا شوم كه كارهاي اول يا دوم‌شان را مي‌سازند. آثار زيادي از اين افراد ديدم كه بعضي از آنها شايد نسبت به آثار كارگردان‌هاي مؤلف ،فيلم هاي بسيار بهتري هستند.
وي در ادامه در مورد كار با كارگردانان باسابقه گفت: شايد اگر بازيگر حرفه‌اي نباشي، برداشت هاي زياداز يك صحنه براي شما مشكلي نباشد اما وقتي به عنوان بازيگر تجربه‌اي داشته باشي افزايش برداشت‌ها نشان‌دهنده وسواس كارگردان است كه اين اتفاق در مورد كارگردانان مؤلف و كهنه‌كار بيشتر مي‌افتد و بعضي اوقات حس بازيگري به حدي از اين موضوع لطمه مي‌خورد كه عصبي مي‌شود به همين خاطر كار كردن با كارگردانان مؤلف، زياد هم كار راحتي نيست. دوست دارم با كارگردانان جوان كار كنم و علاقه‌اي به ماندن در حد يك دكور و يا يك آپارتمان ندارم. درست است كه اين تجربيات براي من كسب شده اما قطعا نمي‌توانم نسخه كاملي در اين زمينه برايتان بنويسم بلكه بايد در موقعيت قرار بگيريد تا بدانيد بايد چه كار كرد.
رادان در ادامه اين جلسه در پاسخ به سوالي در مورد نحوه برخورد با فيلمنامه يا چگونگي ارتباط با شخصيت‌هاي داستان گفت: بهترين راه در قالب نقش فرو رفتن نگاه كردن است. گاهي كه در جايي مثلا مثل فرودگاه كه منتظر پرواز هستم يا مجبورم در جايي منتظر باشم با آدم‌هاي مختلف نگاه مي‌كنم كه اگر نقش اين يا آن نقش را بازي كنم، چه بايد بكنم. حركات ، نگاه‌ها و عادات شخصيت‌هايي را كه مي‌بينم، در ذهنم بايگاني مي‌كنم و در موقع مناسب از آن استفاده مي‌كنم.

* براي بازيگرشدن به كسي پول ندادم
رادان در بخش ديگري از صحبت‌هايش گفت: من هنوز قرارداد اولين فيلم خود را نيز همراه دارم اما بعد از بازيگر شدن در سينما، تا سال‌ها بعد يكي از دست‌اندازهاي من در بازيگري اين بود كه ثابت كنم به خاطر پارتي يا مسائلي از اين قبيل وارد سينما نشده‌ام يا به كسي پول نداده‌ام چون اين كار را ناشايست مي‌دانم.
وي افزود: 6 فيلم اولم تا پايان فيلم "عطش " براي من دوران سختي بود اما با بازي در فيلم "گاوخوني " خواستم بازي در كارهايي را بپذيرم كه عشقم را به بازيگري اثبات كنم، چون من براي ماندگاري در تاريخ سينما وارد بازيگري شده بودم... البته در اين روند جديد، متأسفانه بخش تجاري بازيگري من، پس از مدتي تضعيف شد تا اينكه سعي كردم امروزه به تعادلي در اين زمينه برسم.

* من فقط در زمان خواب مي‌توانم رفتار طبيعي داشته باشم!
رادان ادامه داد: در مقايسه با 10 سال قبل، در اين سال‌ها همه ‌چيز براي ورود بازيگران جديد به سينما مهياتر است اما ماندگاري در سينما بسيار سخت‌تر شده، چون كار سينما، كار سختي است، بازيگر مدام جلوي دوربين كار سنگيني را انجام مي‌دهد و پشت دوربين حتي كار سنگين‌تري را پيش رو دارد، چون بايد مواظب اعمال و رفتار خود باشد به طوري كه من فقط در زمان خواب مي‌توانم رفتار طبيعي داشته باشم!
وي گفت: خوشبختانه ما در ايران پاپارازي نداريم. كسي كه البته مي‌تواند مانند يك شمشير دو دم عمل ‌كند. يعني از حيث دستيابي به شهرت، بودنش به نفع بازيگر تمام مي‌شود و از سويي،‌ به ضرر بازيگر عمل مي‌كند چون به حريم خصوصي‌اش وارد مي‌شود.
رادان در ادامه، در پاسخ به كسي كه از او پرسيد چگونه اسطوره بازيگري شديد، گفت: اين لطف شماست اما من اين تعبير را از خودم ندارم شما هم اسطوره‌هاي خود را بزرگ‌تر كنيد و هدف خود را بالاتر ببريد، چون بايد آرمان بزرگي داشته باشيد كه به جاي بالايي برسيد.

* بعضي وقت‌ها در بازيگري به بن‌بستي مي‌رسيد
رادان در ادامه افزود: بعضي وقت‌ها در بازيگري به بن‌بستي مي‌رسيد و به قدري بازي مي‌كنيد كه احساس مي‌كنيد توشه راه تمام شده و اين بزرگ‌ترين ضعف براي بازيگر است. مخصوصا وقتي كه خود را ستاره ببيند و آن زماني است كه كار تمام شده. چندي پيش عده‌اي گفتند سكانسي كه در فيلم "بي پولي " در اتوبوس دارم، شبيه فيلم "سنتوري " است. اين اشكال بازيگر است كه خود را تكرار كند و من هم اين اشكال را قبول دارم گرچه بخشي از آن تقصير عوامل صحنه بود كه بازي من را خوب زير نظر نداشتند. قطعا براي بازيگر خوب شدن، دانش بازيگر بايد قوي باشد. امروز هم به قدري فيلم و سريال به وفور يافت مي‌شود كه مي‌‌توان آنها را كتاب‌هاي جديد بازيگري دانست. آثاري كه قدرت سينما را به قدري خوب نشان مي‌دهد كه در هيچ كتابي نمي‌توان چنين آموزش‌هايي را سراغ گرفت. در واقع شالوده بازيگري با مطالعه و فيلم ديدن منتقل مي‌شود.
رادان تصريح كرد: ‌اگر كسي فكر كند كه بهترين است و بازيگر خوبي است، قطعا آن روز كه اين فكر را كرده روز آخر كارش است. در كارنامه‌ام، هيچ فيلمي وجود ندارد كه در آن بازي كرده باشم و بعد از ديدنش حس نكنم ضعفي در بازي من وجود دارد. مخصوصا در فيلم‌هاي قديمي‌ترم، ايرادات بسياري از بازي خود مي‌گيرم چون الان امروز علم امروز آن را دارم و اميدوارم بتوانم بازيگر بهتري شوم. چون اميد داشتن مهمترين دليل
زندگي است.

* در "سنتوري " يك معتاد واقعي به من كمك كرد
وي در پاسخ به سوال يكي از هنرجويان كه اوج بازي رادان را سنتوري دانست و از رادان در مورد آن فيلم سوال كرد، گفت: در مورد اين فيلم و جايزه‌اش بايد بگويم بعضي‌ها هميشه عنوان مي‌كنند بازي در نقش معتاد قطعا جايزه را نصيب بازيگر مي‌كند. البته حرف دروغي هم نيست چون بايد از خودمان دور شويم تا كس ديگري را روي پرده به نمايش درآوريم. حتي عده‌اي هم گفتند كه من واقعا معتاد شده‌ام و يكي از دوستان "محسن چاووشي " حتي حاضر بود قسم بخورد كه من معتاد تزريقي هستم، اما مسئله واقعي اينجاست كه در فيلم "سنتوري " كسي با من بود كه حدود15 سال اعتياد به هروئين داشت و چند سال بود ترك كرده بود. او هميشه سر صحنه مي‌آمد و با ما حرف مي‌زد و مدت‌ها از تجربياتش و اتفاقاتي كه برايش افتاده بود سخن مي‌گفت.
رادان با اشاره به صحنه‌اي كه در آن پدر علي با بازي مسعود رايگان به او هروئين تزريق مي‌كند، گفت: اين اتفاق عينا براي دوست ما افتاده بود با اين تفاوت كه او به علت شكستگي دست پدرش را بيدار كرده بود تا به او هروئين تزريق كند و پدرش نيز با گريه اين كار را كرده بود. صحنه‌اي بسيار واقعي و از نظر دراماتيك، متأثر كننده كه حدودا 3 روز طول كشيد كه آن سكانس را با جزئياتش فيلمبرداري كنيم.

* "سنتوري " راحت‌ترين تجربه بازيگري من بود
وي افزود: در مورد فيلمنامه "سنتوري "، بايد بگويم كه قطعا اگر اين فيلم متعلق به كارگردان ديگري بود، 20 الي30 صفحه بيشتر از آن را نمي‌خواندم، چون فيلمنامه به نظر بسيار معمولي مي‌آمد. اين مسئله با علم به اين نكته به نظرم مي‌آمد كه در آن مقطع، از افراد بسيار زيادي براي بازي در اين فيلم تست گرفته شده بود و حتي بسياري از بازيگران، براي حضور در اين فيلم سنتور ياد گرفته بودند اما وقتي قرار بود من اين پيشنهاد را بپذيرم، يكي از دوستان نكته‌اي را به من گفت كه كليد من براي رسيدن به واقعيت فيلمنامه "سنتوري " بود و آن اين بود كه مهرجويي يك سناريوي ساده را تبديل به فيلم شاخصي مي‌كند. اين اتفاق براي من افتاد و در واقع راحت‌ترين كار بازيگري من هم در آن فيلم بود، چون معمولا كارگردان‌ها با قاب بسته‌اي بازيگر را محدود مي‌كنند اما مهرجويي ساعت‌هاي طولاني به صحبت و تمرين با من و گلشيفته فراهاني مي‌پرداخت و بسياري از شوخي‌ها و حرف‌هاي ما در "سنتوري "، در واقع شوخي‌هاي معمول بين خود ما بود و مهرجويي با استفاده از اين شوخي‌ها با كمك تورج منصوري بخش‌ها و نماهاي مورد نياز را معلوم مي‌كرد و به ما مي‌گفت كه مثلا اگر حرف خاصي هم در اين ميان زده شود بهتر است. تنها يك صحنه بود و آن هم صحنه‌اي بود كه علي و همسرش در آشپزخانه مشغول غذا خوردن هستند و نهايت آن صحنه به دعواي اين دو نفر ختم مي‌شود. قبل از شروع فيلمبرداري مهرجويي به يكي از عوامل صحنه اعتراض كرد و سر او فرياد كشيد و اين كارش باعث سكوت بسيار زياد در صحنه شد و تازه بعد از فيلمبرداري مهرجويي بود كه تورج منصوري گفت مهرجويي براي درآمدن حس عصبانيت اين كار را كرده.

* خواندن نقد به بازيگر كمك مي‌كند
وي در ادامه تصريح كرد: براي بازي در فيلم خوب، بايد چند كار را كرد. يكي انتخاب بهترين سناريوي ممكن است و دومين عامل، اطلاع مناسب بازيگر از مناسبات حاكم بر سينما است.
خواندن مجلات مناسب سينمايي و فيلم ديدن زياد يا حتي خواندن نقدهايي كه به بازيگر كمك كند نيز، از راه‌هايي است كه به بازيگر كمك مي‌كند كه بهترين انتخاب را در فيلمنامه داشته باشد.

* در "سنتوري " خوب بازي كردن براي من حيثيتي بود
وي در ادامه در پاسخ به سوالي در اين مورد كه آيا پختگي او در بازيگري بعد از فيلم "سنتوري " بود يا قبل از آن و اينكه روياي امروز او در بازيگري چيست، گفت: "سنتوري " و بازي در آن براي من انگيزه‌اي بود كه با قدرت تمام پيش بروم و كل فيلم را با انرژي باشم. من زماني وارد اكيپ "سنتوري " شدم كه بيش از هزاران نفر براي بازي در اين نقش تست داده بودند و بايد به شكلي كار مي‌كردم كه به آقاي مهرجويي بگويم انتخاب درستي داشته است. مثل يك بازي فوتبال كه گاهي در آن ماجرا حيثيتي مي‌شود! در "سنتوري " هم مسئله خوب بازي كردن حيثيتي بود و من براي اين فيلم، 20 روز مثل يك دانشجوي پشت كنكوري خود را در خانه حبس كردم و پشت سنتور نشستم و تمرين كردم و در حدي آهنگ‌هايي كه براي فيلم ساخته شده بود گوش دادم كه عده‌اي از دوستانم حس كردند من رواني شده‌ام. اكنون "سنتوري " پشت سر گذاشته شده و حس مي‌كنم بايد اتفاقي بيفتد كه قله "سنتوري " در كارنامه سينمايي من تبديل به چند قله شود. در واقع وقتي نقشي بين كارهايم بسيار شاخص مي‌شود، خودم به آن حسودي مي‌كنم و حس مي‌كنم بايد بهتر شود.
وي همچنين در مورد آرزوهايش به اين نكته بسنده كرد كه آرزوهاي من نسبت به زماني كه از زندگي‌ام گذشته هنوز خيلي كوچك است و بايد تلاش كنم به آنها برسم.
رادان در پاسخ به سوال ديگري در مورد بازي طبيعي در نقش‌هاي مختلف، گفت: بعضي از نقش‌ها حالت عيني دارند؛ مثل نقش معتاد كه نمونه آن در جامعه هست و مي‌توان با ديدن فيلمي در مورد اعتياد يا خود معتاد به آن نزديك شد، اما بعضي نقش‌ها در جامعه وجود ندارد و بايد نقشي را بسازيم كه تيپ نباشد. نگاه كردن به افراد مختلف و عادات و خصوصيات‌شان اين فايده را دارد كه وقتي بايد نقشي را بسازيم، مي‌توانيم با چيدن قطعات مختلف از جزئيات شخصيت آنها چيزي را بسازيم كه وجود خارجي ندارد و در ذهن ما نيست و اين كار است كه در كنار هنر كارگردان فيلم را زيبا مي‌كند.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا بازيگر براي مطرح شدن بايد در هر فيلمي بازي كند و فيلم "رز زرد " را به عنوان مثال اين موضوع نام برد، گفت: زماني كه در اين فيلم بازي كردم سناريوهايي كه به من مي‌رسيد، معمولا متعلق به افراد ناشناس بود و من سعي مي‌كردم بهترين‌ها را از آن ميان انتخاب كنم. بازيگران معمولا دو نوع هستند؛ اشخاصي كه مي‌خواهند بازيگر خوبي شوند و اشخاصي كه مي‌خواهند سوپراستار شوند. "رز زرد " را داريوش فرهنگ مي‌ساخت كه كارگردان و بازيگر خوبي بود و از روي يك فيلم خارجي نيز بازسازي شده بود. تهيه‌كننده آن فيلم نيز حسين فرح‌بخش بود كه قبلا "آواز قو " را با او كار كرده بودم. براي همين فكر كردم فيلم "رز زرد " فيلم تجاري و البته موفقي در حد آثار هيچكاك مي‌شود!!! اما آن فكري بود كه در گذر زمان مشخص شد اشتباه است... آن روز "رز زرد " بهترين انتخابي بود كه مي‌توانستم براي بازيگري داشته باشم.

* موفقيت با طلب آموختن، جاه‌طلبي و راضي نشدن به وضعيت فعلي
رادان در پاسخ به سوال هنرجويي كه از او راز بازيگر خوب شدن را پرسيد، گفت: شايد تنها فيلم ديدن و مسائلي از اين قبيل در اين كه بازيگر خوبي شوم، موثر نبوده‌اند، بلكه طلب آموختن، جاه‌طلبي و راضي نشدن به وضعيت فعلي، فاكتوري بود كه باعث شد من مدام تلاش كنم. زماني در دفتر تهيه‌كننده‌اي بازي در فيلمي را رد كردم و بازيگر ديگري آمد و آن را قبول كرد و به من گفت چرا بازيگري در اين فيلم را رد كردي؟ جاه‌طلبي من در حدي بود كه نخواستم آن فيلم را قبول كنم بلكه خواستم در كارهاي بزرگ‌تري باشم و حتي اگر فيلم شكست خورد، باز از كار خود راضي باشم.
رادان گفت: آقاي كيانيان در مورد بازيگر حرف خوبي دارد كه مي‌گويد تدوين‌گر، فيلمبردار، فيلمنامه و حتي ذهن تماشاچي بازيگر را محدود مي‌كند. قطعا ياد گرفتن و رسيدن به مقام بالايي در سينما چيزي مثل قرص نيست كه بگويم آن را بخوريد تا در سينما موفق شويد بلكه من شخصا بيشتر خواستم و بيشتر تلاش كردم. "سنتوري " هم غايت بازي من نبود و اميدوارم روزي بتوانم نقشي را ايفا كنم كه "سنتوري " را از ذهن همه پاك كند.

* ظاهر بازيگر نبايد زيبا باشد، بايد سينمايي باشد
وي در بخش ديگري از اين نشست افزود: يكي از مهم‌ترين عوامل ضعف موجود در عرصه بازيگري، افكار عمومي است كه ممكن است بازيگر را به صفتي و نوع نقشي بشناسند و آن بازيگر براي ترس از باخت و فراموش شدن بخواهد به ورطه تكرار بيفتد. كاري كه بايد بكنيد اين است كه قطعا بايد به بدن و چهره و سلامت خود برسيد چون اين ظاهر منبع درآمد و هنر بازيگر است. البته ظاهري كه نبايد زيبا باشد بلكه بايد سينمايي باشد. مجموعه اين پديده‌ها باعث طي شدن سيري مي‌شود كه براي هر كس شخصي است و باز هم تكرار مي‌كنم، قطعا بايد خودتان اين تجربيات را از سر بگذراند.
رادان در پاسخ به سوالي در مورد تاثير بازيگر مقابل روي نقش گفت: نمي‌توان به راحتي اين تاثير را بيان كرد يا سر صحنه نمي‌توان به آن اشاره كرد قطعا بازيگر خوب در مقابل شما مي‌تواند حس رقابت مثبتي به شما بدهد يا به خاطر او جلو برويد اما چون فيلم‌ها اين روزها به سرعت ساخته مي‌شود و مثل تئاتر تمرينات زيادي انجام نمي‌شود اين تاثير هم كمتر است و بيشتر زمان بازيگر با بازيگر مقابل ارتباط برقرار مي‌كنيد.

* بازيگري سينما كوچه و پس كوچه زياد دارد
"بهرام رادان " در پاسخ به سوالي در مورد اينكه چگونه مي‌توان بين بازي در دونقش تفاوت ايجاد كرد گفت: اين به خود بازيگر برمي‌گردد كه بتواند سبك شخصي خود را به شكلي متفاوت در فيلمي بروز دهد و قطعا اگر بتواند خلاف جريان آب شنا كندو برنده شود حس خوبي براي او به وجود خواهد آمد، قطعا ايجاد فضاي متفاوت در ذهن بازيگر نسبت به فيلم مي‌تواند به او كمك كند.
وي در ادامه در پاسخ به سوال هنرجويي كه توصيه‌اي را براي هنرجويان تازه كار مي‌خواست گفت: قطعا كارهاي ضعيفي هم در كارنامه ام وجود دارد اما از هيچ فيلمي ناراضي نيستم، چون تجربيات خوبي از هر فيلم كسب كردم. اين را هم بدانيد كه راه بازيگري در سينما به قدري كوچه و پس كوچه دارد كه نمي‌دانيد چه كنيد.
رادان تصريح كرد: نبايد فكر كنيد اشتباه در بازي كردن باعث تمام شدن دوره بازيگري مي‌شود يا بازي در فيلم بدي ممكن است به ضرر شما باشد. آن زمان از بازي كردن در فيلم آقاي كيميايي حس خوبي داشتم و معاشرت با او نيز براي من ارزشمند بود. آن زمان كاري را كردم كه در لحظه به نظرم درست مي‌آمد.
وي در پاسخ به سوالي در مورد اهميت جايزه در كارنامه بازيگر گفت:‌نمي‌توان به جوايز و موفقيت هايي از اين دست فكر نكرد. به ياد دارم وقتي بازي در فيلم "شور عشق " را تمام كردم، دي ماه بود و فكر مي‌كردم اگر امسال در جشنواره جايزه بگيرم، چه بايد بگويم و مدام اين كار را تمرين مي‌كردم!!!!
وي در مورد دليل اين كه به جرگه تهيه كنندگان پيوسته نيز گفت: اعتقاد دارم ميتوانم كمك به ساخت فيلم هايي كنم كه حتي اگر خودم هم در آن بازي نكنم اما فيلمي ساخته شود كه هم به سينما و هم به جوان ها كمك كندو هم مطابق ميل و سليقه خودم فيلمي ساخته شود. اما در مورد برخورد با تهيه‌كنندگان كه سوال يكي از شما بود بايد بگويم اين امر بستگي به تجربه هر شخصي دارد و نمي‌توان دستوري كلي در اين زمينه صادر كرد.

* بازي در فيلم خارجي سخت نيست به شرطي كه به مردم پشت نكنيم
وي در ادامه در پاسخ به سوالي در مورد بازي بازيگران ايراني در خارج از كشور گفت: من قبلا پيشنهاد بازي در فيلم هايي خارج از كشور را داشته‌ام كه آن را به دبايلي تا كنون رد كرده‌ام. در خارج از كشور به ايراني‌ها توجه ويژه‌اي دارند قطعا اين اتفاق خوشايندي است كه مثلا گلشيفته فراهاني در فيلم رايدلي اسكات بازي كند و براي سينما هم اتفاق مباركي است اما اين را بدانيد كه كار كردن در فيلم خارجي زياد هم كار سختي نيست ولي اتفاق درست و خوب زماني براي سينماي ما مي‌افتد كه با معيار و قوانين كشورمان در خارج از ايران كار كنيم وسفير فرهنگي ايران در خارج از كشور باشيم تا مجبور نشويم به مردم پشت كنيم.
در انتهاي اين جلسه نيز سوالات ديگري توسط هنرجويان اين موسسه از بهرام رادان در مورد مسائل مختلف مرتبط با بازيگري پرسيده شد.

+ خط خطی شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 23:40  توسط مهیار بهمنش  |