تبليغاتX
یک بوس کوچولو
سینما در 30نما
 

 

 

بهمن فرمان‌آرا، اصغر فرهادی، حامد بهداد، رضا یزدانی، اسدالله امرایی و جمعی از چهره‌های سینمایی و فرهنگی در کنار هم جمع شدند تا فروشگاه فرهنگی هشت و نیم در منطقه پاسداران افتتاح شود. کانون فیلم هشت و نیم که زیر نظر امیر پوریا منتقد شناخته شده سینما اداره می‌شود، توانسته در مدت کوتاهی که از شروع فعالیت آن می‌گذرد به پاتوق اهالی فرهنگ تبدیل شود.

برنامه‌های دراز مدت کانون فیلم هشت‌و‌نیم به جز آماده سازی مجموعه فیلم‌های کارگردانان بزرگ تاریخ سینما، نمایش فیلم و جلسات نقد و بررسی فیلم‌ها با حضور منتقدان برجسته سینمایی هم است. کانون فیلم هشت و نیم به آدرس میدان هروی، خیابان وفا‌منش، خیابان جوانشیر، رو به روی بانک تجارت، واخد‌های تجاری ساختمان پزشکان فارابی همه روزه از ساعت 11 صبح تا 11 شب پذیرای علاقه‌مندان به سینما کتاب و موسیقی است.

 


منبع : سینمای ما

+ خط خطی شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 14:9  توسط مهیار بهمنش  | 

 

 

بهرام رادان به دعوت امين تارخ با حضور در آموزشگاه كارگاه آزاد بازيگري به مديريت وي براي هنرجويان اين موسسه به ايراد سخنراني پرداخت و به سوالات اين هنرجويان در مورد مسائل مختلف در سينما پاسخ داد. امين تارخ ضمن تشكر از حضور بهرام رادان در اين جلسه گفت: در مورد برگزاري اين جلسه بايد نكته‌اي را بگويم، بسياري از اهداف برگزاري اين جلسه در واقع مي‌تواند پس از پايان آن مشخص شود اما چيزي كه به عنوان مدير اين موسسه مد نظرم است در درجه اول اين است كه تابوي دست نيافتني بودن بازيگري و ستاره‌شدن شكسته شود و ديدن بازيگران بزرگ و جوان، باعث مي‌شود هنرجويان بتوانند چند گام به بازيگر سينما شدن نزديك شوند. با گفت و شنود در واقع انتقال تجربيات عملي مي‌شود كه مي‌تواند براي هنرجويان راهگشا باشد تا بسياري از خطاها را انجام ندهند و گام‌هاي بلندتري براي حرفه‌اي شدن بردارند ضمن اينكه منزلت بالاي بازيگري در صحبت با يك بازيگر آكادميك و معروف نشان داده شود.
تارخ افزود: شخصا حس مي‌كنم نمي‌توان به صرف كار تجربي در بازيگري موفق بود و قطعا ابتدا بايد وارد عرصه آكادميك شد تا بعد در ميدان عمل بازيگر پخته شود كه البته برعكس اين موضوع نيز مي‌تواند اتفاق بيفتد اما نبايد فراموش كرد كه هر كس مي‌تواند تجربيات شخصي خود را در اين زمينه داشته باشد.

* ثريا قاسمي مخالف حضور من در سينما بود
در ادامه، بهرام رادان با اعلام اين موضوع كه براي اولين بار است كه در چنين جلسه اي حضور يافته، گفت: 10 سال قبل در چنين روزهايي به موسسه هيوافيلم رفتم كه ثريا قاسمي، ميكائيل شهرستاني و فهيمه راستكار استادان اين مجموعه بودند كه بعد از گرفتن تست‌هايي از گروهي از هنرجويان، من جزء افرادي بودم كه در اين تست‌ها موفق شدم. بعد از مدتي عده‌اي ما را ديدند و انتخاب كردند و بعد به موسسه ديگري رفتم و در آنجا تست ديگري دادم كه باز هم قبول شدم و قرار شد در فيلم "شور عشق " بازي كنم.
يكي از مخالفان ورود من به كار بازيگري استاد من خانم ثريا قاسمي بود كه به من گفت بهتر است پس از تمام شدن دوران آموزشي ، بازي كنم اما آن زمان حس كردم فرصت خوبي براي شروع كار باشد و به همين خاطر مشغول به كار شدم. البته در آن زمان به خاطر علم كمي كه به بازيگري داشتم بعضي مسائل مانند فن بيان را سر كار و به صورت تجربي و با همكاري بعضي از دوستان ياد گرفتم كه البته اين كار هم معايب و محاسن خود را دارد

* بعد از ورود من به سينما اعتماد به نسل جوان بسيار بيشتر شد
رادان در ادامه اين جلسه كه به پرسش و پاسخ با هنرجويان كارگاه آزاد بازيگري اختصاص يافت در پاسخ به سوالي در مورد شرايط ستاره‌ شدن در اين روزگار و تفاوت شرايط سينما با زماني كه وي بازيگري را آغاز كرد، گفت: تبديل به بهرام رادان شدن سخت نيست. بايد بگويم شرايط براي ستاره شدن و موفقيت در بازيگري، از آنچه كه 10 سال قبل وجود داشت بسيار راحت‌تر است. چند روز پيش نزديك يك دكه روزنامه‌فروشي عكس‌هاي زيادي از جوانان و بازيگران را ديدم كه در انواع سريال‌ها بازي مي‌كنند، در حالي كه 10 سال قبل راه براي معروف شدن در سينما بسيار سخت بود. نسبت به ورود جوانان به سينما گاردي وجود داشت و مي‌گفتند اين كار معايبي را به همراه دارد اما امروز با چند شبكه تلويزيوني كه سريال و تله فيلم دارند و فيلم‌هاي سينمايي كه تشنه چهره‌هاي جديد هستند، اين كار بسيار آسان است.
وي در ادامه افزود: زماني كه من در "شور عشق " بازي كردم تنها ستاره جوان آن روزگار "علي قربان‌زاده " بود كه البته قبل از او ستاره‌هايي بودند كه بيش از 30سال سن داشتند و در نيمه دوم دهه70 "علي قربا‌ن‌زاده " تنها ستاره جوان سينما بود. در آن زمان من طرفدار جدي سينما بودم و به ياد دارم در جلسه اكران فيلم "سياوش " با بازي قربان‌زاده در سينما عصر جديد، همه وي را به شدت تشويق مي‌كردند. بعد از ورود من به سينما ، اعتماد به نسل جوان بسيار بيشتر شد. چون قبل از آن بسيار سخت بود حتي براي انتخاب شدن در فيلم "شور عشق " نيز، قربان‌زاده گزينه قبل از من بود و من تنها كسي بودم كه ميان 5 گزينه مطرح شده در آن جلسه، با هيچ‌كدام از سازندگان فيلم قوم و خويش نبودم و پارتي هم نداشتم، بلكه فرج حيدري فيلمبردار فيلم روي حضور من در اين فيلم اصرار كرد.

* انتظار كشيدن زياد بازيگر براي دعوت به كار شدن، مطلوب نيست
رادان در پاسخ به سوالي در مورد اينكه براي جلب نظر كارگردان‌هاي مهم و بازي در آثار بزرگان سينما چه تمهيدي به كار مي‌بندد، گفت: زماني براي هر بازيگر وجود دارد كه اگر كارگردان بزرگي به او زنگ بزند، بسيار خوشحال مي‌شود يا حتي هيجان زده، اما زماني مي‌شود كه بازيگر به راحتي اين مسئله را مي‌پذيرد. در واقع تلاش براي اينكه بازيگر بخواهد در فيلم كارگردان مطرحي بازي كند بيشتر به اوايل بازي او در سينما برمي‌گردد به عنوان يك بازيگر تازه‌كار مجبوريد مدتي در فيلم‌هاي مختلف بازي كنيد تا ديده شويد و فيلم‌هايي مثل "رز زرد " و "عطش " در كارنامه من حكم چنين آثاري را دارند، اما كارگردان خوب بهتر از هر كسي مي‌تواند قريحه بازيگري را در هر فيلمي تشخيص دهد.
وي ادامه داد: البته بايد بگويم كه انتظار كشيدن زياد افراد براي دعوت به كار شدن، درست نيست. دانشي كه شما در كلاس‌هاي بازيگري كسب مي‌كنيد بايد با حضور در يك كار تجربي تركيب شود وگرنه شايد با گذر زمان ميل شما به بازيگري كم شود يا افسرده شويد اما تلاش كردن براي كار و فيلم بازي كردن باعث مي‌شود اين خستگي وجود نداشته باشد. قطعا مي‌توانيد از مشاوره يا از نقد مطبوعات استفاده كنيد اما هم سطح توقع‌تان بايد معقول باشد هم اينكه حرف كسي برايتان حكم نباشد و با توجه به وضعيت خود، خودتان تصميم بگيريد.

* دوست دارم با كارگردانان جوان كار كنم
وي در ادامه افزود: شخصا بسيار دوست داشتم با بهروز افخمي و مسعود كيميايي دوست باشم و تجربيات بسيار شيريني هم از كار با اينها دارم اما آرزو مي‌كنم كاش در فيلم‌هاي‌شان بازي نمي‌كردم گرچه بسيار آموختم اما از ثبت ‌آثاري كه با آنان كار كرده‌ام در كارنامه‌ام، راضي نيستم ،چون مي توانست خيلي بهتر از اين فيلم ها بشود. امروز بيشتر ميل دارم با كارگرداناني صحبت كنم و آشنا شوم كه كارهاي اول يا دوم‌شان را مي‌سازند. آثار زيادي از اين افراد ديدم كه بعضي از آنها شايد نسبت به آثار كارگردان‌هاي مؤلف ،فيلم هاي بسيار بهتري هستند.
وي در ادامه در مورد كار با كارگردانان باسابقه گفت: شايد اگر بازيگر حرفه‌اي نباشي، برداشت هاي زياداز يك صحنه براي شما مشكلي نباشد اما وقتي به عنوان بازيگر تجربه‌اي داشته باشي افزايش برداشت‌ها نشان‌دهنده وسواس كارگردان است كه اين اتفاق در مورد كارگردانان مؤلف و كهنه‌كار بيشتر مي‌افتد و بعضي اوقات حس بازيگري به حدي از اين موضوع لطمه مي‌خورد كه عصبي مي‌شود به همين خاطر كار كردن با كارگردانان مؤلف، زياد هم كار راحتي نيست. دوست دارم با كارگردانان جوان كار كنم و علاقه‌اي به ماندن در حد يك دكور و يا يك آپارتمان ندارم. درست است كه اين تجربيات براي من كسب شده اما قطعا نمي‌توانم نسخه كاملي در اين زمينه برايتان بنويسم بلكه بايد در موقعيت قرار بگيريد تا بدانيد بايد چه كار كرد.
رادان در ادامه اين جلسه در پاسخ به سوالي در مورد نحوه برخورد با فيلمنامه يا چگونگي ارتباط با شخصيت‌هاي داستان گفت: بهترين راه در قالب نقش فرو رفتن نگاه كردن است. گاهي كه در جايي مثلا مثل فرودگاه كه منتظر پرواز هستم يا مجبورم در جايي منتظر باشم با آدم‌هاي مختلف نگاه مي‌كنم كه اگر نقش اين يا آن نقش را بازي كنم، چه بايد بكنم. حركات ، نگاه‌ها و عادات شخصيت‌هايي را كه مي‌بينم، در ذهنم بايگاني مي‌كنم و در موقع مناسب از آن استفاده مي‌كنم.

* براي بازيگرشدن به كسي پول ندادم
رادان در بخش ديگري از صحبت‌هايش گفت: من هنوز قرارداد اولين فيلم خود را نيز همراه دارم اما بعد از بازيگر شدن در سينما، تا سال‌ها بعد يكي از دست‌اندازهاي من در بازيگري اين بود كه ثابت كنم به خاطر پارتي يا مسائلي از اين قبيل وارد سينما نشده‌ام يا به كسي پول نداده‌ام چون اين كار را ناشايست مي‌دانم.
وي افزود: 6 فيلم اولم تا پايان فيلم "عطش " براي من دوران سختي بود اما با بازي در فيلم "گاوخوني " خواستم بازي در كارهايي را بپذيرم كه عشقم را به بازيگري اثبات كنم، چون من براي ماندگاري در تاريخ سينما وارد بازيگري شده بودم... البته در اين روند جديد، متأسفانه بخش تجاري بازيگري من، پس از مدتي تضعيف شد تا اينكه سعي كردم امروزه به تعادلي در اين زمينه برسم.

* من فقط در زمان خواب مي‌توانم رفتار طبيعي داشته باشم!
رادان ادامه داد: در مقايسه با 10 سال قبل، در اين سال‌ها همه ‌چيز براي ورود بازيگران جديد به سينما مهياتر است اما ماندگاري در سينما بسيار سخت‌تر شده، چون كار سينما، كار سختي است، بازيگر مدام جلوي دوربين كار سنگيني را انجام مي‌دهد و پشت دوربين حتي كار سنگين‌تري را پيش رو دارد، چون بايد مواظب اعمال و رفتار خود باشد به طوري كه من فقط در زمان خواب مي‌توانم رفتار طبيعي داشته باشم!
وي گفت: خوشبختانه ما در ايران پاپارازي نداريم. كسي كه البته مي‌تواند مانند يك شمشير دو دم عمل ‌كند. يعني از حيث دستيابي به شهرت، بودنش به نفع بازيگر تمام مي‌شود و از سويي،‌ به ضرر بازيگر عمل مي‌كند چون به حريم خصوصي‌اش وارد مي‌شود.
رادان در ادامه، در پاسخ به كسي كه از او پرسيد چگونه اسطوره بازيگري شديد، گفت: اين لطف شماست اما من اين تعبير را از خودم ندارم شما هم اسطوره‌هاي خود را بزرگ‌تر كنيد و هدف خود را بالاتر ببريد، چون بايد آرمان بزرگي داشته باشيد كه به جاي بالايي برسيد.

* بعضي وقت‌ها در بازيگري به بن‌بستي مي‌رسيد
رادان در ادامه افزود: بعضي وقت‌ها در بازيگري به بن‌بستي مي‌رسيد و به قدري بازي مي‌كنيد كه احساس مي‌كنيد توشه راه تمام شده و اين بزرگ‌ترين ضعف براي بازيگر است. مخصوصا وقتي كه خود را ستاره ببيند و آن زماني است كه كار تمام شده. چندي پيش عده‌اي گفتند سكانسي كه در فيلم "بي پولي " در اتوبوس دارم، شبيه فيلم "سنتوري " است. اين اشكال بازيگر است كه خود را تكرار كند و من هم اين اشكال را قبول دارم گرچه بخشي از آن تقصير عوامل صحنه بود كه بازي من را خوب زير نظر نداشتند. قطعا براي بازيگر خوب شدن، دانش بازيگر بايد قوي باشد. امروز هم به قدري فيلم و سريال به وفور يافت مي‌شود كه مي‌‌توان آنها را كتاب‌هاي جديد بازيگري دانست. آثاري كه قدرت سينما را به قدري خوب نشان مي‌دهد كه در هيچ كتابي نمي‌توان چنين آموزش‌هايي را سراغ گرفت. در واقع شالوده بازيگري با مطالعه و فيلم ديدن منتقل مي‌شود.
رادان تصريح كرد: ‌اگر كسي فكر كند كه بهترين است و بازيگر خوبي است، قطعا آن روز كه اين فكر را كرده روز آخر كارش است. در كارنامه‌ام، هيچ فيلمي وجود ندارد كه در آن بازي كرده باشم و بعد از ديدنش حس نكنم ضعفي در بازي من وجود دارد. مخصوصا در فيلم‌هاي قديمي‌ترم، ايرادات بسياري از بازي خود مي‌گيرم چون الان امروز علم امروز آن را دارم و اميدوارم بتوانم بازيگر بهتري شوم. چون اميد داشتن مهمترين دليل
زندگي است.

* در "سنتوري " يك معتاد واقعي به من كمك كرد
وي در پاسخ به سوال يكي از هنرجويان كه اوج بازي رادان را سنتوري دانست و از رادان در مورد آن فيلم سوال كرد، گفت: در مورد اين فيلم و جايزه‌اش بايد بگويم بعضي‌ها هميشه عنوان مي‌كنند بازي در نقش معتاد قطعا جايزه را نصيب بازيگر مي‌كند. البته حرف دروغي هم نيست چون بايد از خودمان دور شويم تا كس ديگري را روي پرده به نمايش درآوريم. حتي عده‌اي هم گفتند كه من واقعا معتاد شده‌ام و يكي از دوستان "محسن چاووشي " حتي حاضر بود قسم بخورد كه من معتاد تزريقي هستم، اما مسئله واقعي اينجاست كه در فيلم "سنتوري " كسي با من بود كه حدود15 سال اعتياد به هروئين داشت و چند سال بود ترك كرده بود. او هميشه سر صحنه مي‌آمد و با ما حرف مي‌زد و مدت‌ها از تجربياتش و اتفاقاتي كه برايش افتاده بود سخن مي‌گفت.
رادان با اشاره به صحنه‌اي كه در آن پدر علي با بازي مسعود رايگان به او هروئين تزريق مي‌كند، گفت: اين اتفاق عينا براي دوست ما افتاده بود با اين تفاوت كه او به علت شكستگي دست پدرش را بيدار كرده بود تا به او هروئين تزريق كند و پدرش نيز با گريه اين كار را كرده بود. صحنه‌اي بسيار واقعي و از نظر دراماتيك، متأثر كننده كه حدودا 3 روز طول كشيد كه آن سكانس را با جزئياتش فيلمبرداري كنيم.

* "سنتوري " راحت‌ترين تجربه بازيگري من بود
وي افزود: در مورد فيلمنامه "سنتوري "، بايد بگويم كه قطعا اگر اين فيلم متعلق به كارگردان ديگري بود، 20 الي30 صفحه بيشتر از آن را نمي‌خواندم، چون فيلمنامه به نظر بسيار معمولي مي‌آمد. اين مسئله با علم به اين نكته به نظرم مي‌آمد كه در آن مقطع، از افراد بسيار زيادي براي بازي در اين فيلم تست گرفته شده بود و حتي بسياري از بازيگران، براي حضور در اين فيلم سنتور ياد گرفته بودند اما وقتي قرار بود من اين پيشنهاد را بپذيرم، يكي از دوستان نكته‌اي را به من گفت كه كليد من براي رسيدن به واقعيت فيلمنامه "سنتوري " بود و آن اين بود كه مهرجويي يك سناريوي ساده را تبديل به فيلم شاخصي مي‌كند. اين اتفاق براي من افتاد و در واقع راحت‌ترين كار بازيگري من هم در آن فيلم بود، چون معمولا كارگردان‌ها با قاب بسته‌اي بازيگر را محدود مي‌كنند اما مهرجويي ساعت‌هاي طولاني به صحبت و تمرين با من و گلشيفته فراهاني مي‌پرداخت و بسياري از شوخي‌ها و حرف‌هاي ما در "سنتوري "، در واقع شوخي‌هاي معمول بين خود ما بود و مهرجويي با استفاده از اين شوخي‌ها با كمك تورج منصوري بخش‌ها و نماهاي مورد نياز را معلوم مي‌كرد و به ما مي‌گفت كه مثلا اگر حرف خاصي هم در اين ميان زده شود بهتر است. تنها يك صحنه بود و آن هم صحنه‌اي بود كه علي و همسرش در آشپزخانه مشغول غذا خوردن هستند و نهايت آن صحنه به دعواي اين دو نفر ختم مي‌شود. قبل از شروع فيلمبرداري مهرجويي به يكي از عوامل صحنه اعتراض كرد و سر او فرياد كشيد و اين كارش باعث سكوت بسيار زياد در صحنه شد و تازه بعد از فيلمبرداري مهرجويي بود كه تورج منصوري گفت مهرجويي براي درآمدن حس عصبانيت اين كار را كرده.

* خواندن نقد به بازيگر كمك مي‌كند
وي در ادامه تصريح كرد: براي بازي در فيلم خوب، بايد چند كار را كرد. يكي انتخاب بهترين سناريوي ممكن است و دومين عامل، اطلاع مناسب بازيگر از مناسبات حاكم بر سينما است.
خواندن مجلات مناسب سينمايي و فيلم ديدن زياد يا حتي خواندن نقدهايي كه به بازيگر كمك كند نيز، از راه‌هايي است كه به بازيگر كمك مي‌كند كه بهترين انتخاب را در فيلمنامه داشته باشد.

* در "سنتوري " خوب بازي كردن براي من حيثيتي بود
وي در ادامه در پاسخ به سوالي در اين مورد كه آيا پختگي او در بازيگري بعد از فيلم "سنتوري " بود يا قبل از آن و اينكه روياي امروز او در بازيگري چيست، گفت: "سنتوري " و بازي در آن براي من انگيزه‌اي بود كه با قدرت تمام پيش بروم و كل فيلم را با انرژي باشم. من زماني وارد اكيپ "سنتوري " شدم كه بيش از هزاران نفر براي بازي در اين نقش تست داده بودند و بايد به شكلي كار مي‌كردم كه به آقاي مهرجويي بگويم انتخاب درستي داشته است. مثل يك بازي فوتبال كه گاهي در آن ماجرا حيثيتي مي‌شود! در "سنتوري " هم مسئله خوب بازي كردن حيثيتي بود و من براي اين فيلم، 20 روز مثل يك دانشجوي پشت كنكوري خود را در خانه حبس كردم و پشت سنتور نشستم و تمرين كردم و در حدي آهنگ‌هايي كه براي فيلم ساخته شده بود گوش دادم كه عده‌اي از دوستانم حس كردند من رواني شده‌ام. اكنون "سنتوري " پشت سر گذاشته شده و حس مي‌كنم بايد اتفاقي بيفتد كه قله "سنتوري " در كارنامه سينمايي من تبديل به چند قله شود. در واقع وقتي نقشي بين كارهايم بسيار شاخص مي‌شود، خودم به آن حسودي مي‌كنم و حس مي‌كنم بايد بهتر شود.
وي همچنين در مورد آرزوهايش به اين نكته بسنده كرد كه آرزوهاي من نسبت به زماني كه از زندگي‌ام گذشته هنوز خيلي كوچك است و بايد تلاش كنم به آنها برسم.
رادان در پاسخ به سوال ديگري در مورد بازي طبيعي در نقش‌هاي مختلف، گفت: بعضي از نقش‌ها حالت عيني دارند؛ مثل نقش معتاد كه نمونه آن در جامعه هست و مي‌توان با ديدن فيلمي در مورد اعتياد يا خود معتاد به آن نزديك شد، اما بعضي نقش‌ها در جامعه وجود ندارد و بايد نقشي را بسازيم كه تيپ نباشد. نگاه كردن به افراد مختلف و عادات و خصوصيات‌شان اين فايده را دارد كه وقتي بايد نقشي را بسازيم، مي‌توانيم با چيدن قطعات مختلف از جزئيات شخصيت آنها چيزي را بسازيم كه وجود خارجي ندارد و در ذهن ما نيست و اين كار است كه در كنار هنر كارگردان فيلم را زيبا مي‌كند.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا بازيگر براي مطرح شدن بايد در هر فيلمي بازي كند و فيلم "رز زرد " را به عنوان مثال اين موضوع نام برد، گفت: زماني كه در اين فيلم بازي كردم سناريوهايي كه به من مي‌رسيد، معمولا متعلق به افراد ناشناس بود و من سعي مي‌كردم بهترين‌ها را از آن ميان انتخاب كنم. بازيگران معمولا دو نوع هستند؛ اشخاصي كه مي‌خواهند بازيگر خوبي شوند و اشخاصي كه مي‌خواهند سوپراستار شوند. "رز زرد " را داريوش فرهنگ مي‌ساخت كه كارگردان و بازيگر خوبي بود و از روي يك فيلم خارجي نيز بازسازي شده بود. تهيه‌كننده آن فيلم نيز حسين فرح‌بخش بود كه قبلا "آواز قو " را با او كار كرده بودم. براي همين فكر كردم فيلم "رز زرد " فيلم تجاري و البته موفقي در حد آثار هيچكاك مي‌شود!!! اما آن فكري بود كه در گذر زمان مشخص شد اشتباه است... آن روز "رز زرد " بهترين انتخابي بود كه مي‌توانستم براي بازيگري داشته باشم.

* موفقيت با طلب آموختن، جاه‌طلبي و راضي نشدن به وضعيت فعلي
رادان در پاسخ به سوال هنرجويي كه از او راز بازيگر خوب شدن را پرسيد، گفت: شايد تنها فيلم ديدن و مسائلي از اين قبيل در اين كه بازيگر خوبي شوم، موثر نبوده‌اند، بلكه طلب آموختن، جاه‌طلبي و راضي نشدن به وضعيت فعلي، فاكتوري بود كه باعث شد من مدام تلاش كنم. زماني در دفتر تهيه‌كننده‌اي بازي در فيلمي را رد كردم و بازيگر ديگري آمد و آن را قبول كرد و به من گفت چرا بازيگري در اين فيلم را رد كردي؟ جاه‌طلبي من در حدي بود كه نخواستم آن فيلم را قبول كنم بلكه خواستم در كارهاي بزرگ‌تري باشم و حتي اگر فيلم شكست خورد، باز از كار خود راضي باشم.
رادان گفت: آقاي كيانيان در مورد بازيگر حرف خوبي دارد كه مي‌گويد تدوين‌گر، فيلمبردار، فيلمنامه و حتي ذهن تماشاچي بازيگر را محدود مي‌كند. قطعا ياد گرفتن و رسيدن به مقام بالايي در سينما چيزي مثل قرص نيست كه بگويم آن را بخوريد تا در سينما موفق شويد بلكه من شخصا بيشتر خواستم و بيشتر تلاش كردم. "سنتوري " هم غايت بازي من نبود و اميدوارم روزي بتوانم نقشي را ايفا كنم كه "سنتوري " را از ذهن همه پاك كند.

* ظاهر بازيگر نبايد زيبا باشد، بايد سينمايي باشد
وي در بخش ديگري از اين نشست افزود: يكي از مهم‌ترين عوامل ضعف موجود در عرصه بازيگري، افكار عمومي است كه ممكن است بازيگر را به صفتي و نوع نقشي بشناسند و آن بازيگر براي ترس از باخت و فراموش شدن بخواهد به ورطه تكرار بيفتد. كاري كه بايد بكنيد اين است كه قطعا بايد به بدن و چهره و سلامت خود برسيد چون اين ظاهر منبع درآمد و هنر بازيگر است. البته ظاهري كه نبايد زيبا باشد بلكه بايد سينمايي باشد. مجموعه اين پديده‌ها باعث طي شدن سيري مي‌شود كه براي هر كس شخصي است و باز هم تكرار مي‌كنم، قطعا بايد خودتان اين تجربيات را از سر بگذراند.
رادان در پاسخ به سوالي در مورد تاثير بازيگر مقابل روي نقش گفت: نمي‌توان به راحتي اين تاثير را بيان كرد يا سر صحنه نمي‌توان به آن اشاره كرد قطعا بازيگر خوب در مقابل شما مي‌تواند حس رقابت مثبتي به شما بدهد يا به خاطر او جلو برويد اما چون فيلم‌ها اين روزها به سرعت ساخته مي‌شود و مثل تئاتر تمرينات زيادي انجام نمي‌شود اين تاثير هم كمتر است و بيشتر زمان بازيگر با بازيگر مقابل ارتباط برقرار مي‌كنيد.

* بازيگري سينما كوچه و پس كوچه زياد دارد
"بهرام رادان " در پاسخ به سوالي در مورد اينكه چگونه مي‌توان بين بازي در دونقش تفاوت ايجاد كرد گفت: اين به خود بازيگر برمي‌گردد كه بتواند سبك شخصي خود را به شكلي متفاوت در فيلمي بروز دهد و قطعا اگر بتواند خلاف جريان آب شنا كندو برنده شود حس خوبي براي او به وجود خواهد آمد، قطعا ايجاد فضاي متفاوت در ذهن بازيگر نسبت به فيلم مي‌تواند به او كمك كند.
وي در ادامه در پاسخ به سوال هنرجويي كه توصيه‌اي را براي هنرجويان تازه كار مي‌خواست گفت: قطعا كارهاي ضعيفي هم در كارنامه ام وجود دارد اما از هيچ فيلمي ناراضي نيستم، چون تجربيات خوبي از هر فيلم كسب كردم. اين را هم بدانيد كه راه بازيگري در سينما به قدري كوچه و پس كوچه دارد كه نمي‌دانيد چه كنيد.
رادان تصريح كرد: نبايد فكر كنيد اشتباه در بازي كردن باعث تمام شدن دوره بازيگري مي‌شود يا بازي در فيلم بدي ممكن است به ضرر شما باشد. آن زمان از بازي كردن در فيلم آقاي كيميايي حس خوبي داشتم و معاشرت با او نيز براي من ارزشمند بود. آن زمان كاري را كردم كه در لحظه به نظرم درست مي‌آمد.
وي در پاسخ به سوالي در مورد اهميت جايزه در كارنامه بازيگر گفت:‌نمي‌توان به جوايز و موفقيت هايي از اين دست فكر نكرد. به ياد دارم وقتي بازي در فيلم "شور عشق " را تمام كردم، دي ماه بود و فكر مي‌كردم اگر امسال در جشنواره جايزه بگيرم، چه بايد بگويم و مدام اين كار را تمرين مي‌كردم!!!!
وي در مورد دليل اين كه به جرگه تهيه كنندگان پيوسته نيز گفت: اعتقاد دارم ميتوانم كمك به ساخت فيلم هايي كنم كه حتي اگر خودم هم در آن بازي نكنم اما فيلمي ساخته شود كه هم به سينما و هم به جوان ها كمك كندو هم مطابق ميل و سليقه خودم فيلمي ساخته شود. اما در مورد برخورد با تهيه‌كنندگان كه سوال يكي از شما بود بايد بگويم اين امر بستگي به تجربه هر شخصي دارد و نمي‌توان دستوري كلي در اين زمينه صادر كرد.

* بازي در فيلم خارجي سخت نيست به شرطي كه به مردم پشت نكنيم
وي در ادامه در پاسخ به سوالي در مورد بازي بازيگران ايراني در خارج از كشور گفت: من قبلا پيشنهاد بازي در فيلم هايي خارج از كشور را داشته‌ام كه آن را به دبايلي تا كنون رد كرده‌ام. در خارج از كشور به ايراني‌ها توجه ويژه‌اي دارند قطعا اين اتفاق خوشايندي است كه مثلا گلشيفته فراهاني در فيلم رايدلي اسكات بازي كند و براي سينما هم اتفاق مباركي است اما اين را بدانيد كه كار كردن در فيلم خارجي زياد هم كار سختي نيست ولي اتفاق درست و خوب زماني براي سينماي ما مي‌افتد كه با معيار و قوانين كشورمان در خارج از ايران كار كنيم وسفير فرهنگي ايران در خارج از كشور باشيم تا مجبور نشويم به مردم پشت كنيم.
در انتهاي اين جلسه نيز سوالات ديگري توسط هنرجويان اين موسسه از بهرام رادان در مورد مسائل مختلف مرتبط با بازيگري پرسيده شد.

+ خط خطی شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 23:40  توسط مهیار بهمنش  | 

 

بوي بازنشستگي‌تان مي‌آيد جناب دن كورلئونه

 

 

سینمای ما - جناب گلمكاني، اينجانب حامد بهداد، ميزان موفقيت و محبوبيتم را در ميان مردم هرگز مديون نقد و يادداشت‌هاي منتقدين نمي‌دانم. مقوله نقد بيش از آنكه مشتريش مردم باشند راهكاري است براي خود ما سينماگران كه اگر نكته‌اي وارد باشد، اشعارمان را در ارائه كار، هرچه ناب‌تر كنيم.

يادداشتي نوشته بوديد از سر بي‌عنايتي بر كارنامه اينجانب. گويا قصد واگذاري مافياي نقد را داريد و فقط به صدور راي مخالفم يا موافقم بسنده فرموده‌ايد. خب نماينده مجلس مي‌شديد استاد. گيرم نظرتان راجع‌به كار بنده همان چند خطي بود كه رفت. آيا معنايش چيزي جزو مهر تاييدي جهت‌دار بر نقدي به‌ظاهر تئوريك بود؟ آن هم با ترفند لفاظي؟ چه كه خود بهتر مي‌دانيد اگر آن نقد محلي از اعراب داشت محتاج تاييديه شما نبود. اينجانب عقيده دارم سينما بدون نقد و منتقد مي‌ميرد -كه البته اين شامل حال نقدي كه به عمد و تاكيد، تاييد فرموديد نمي‌شود- دلايل نقد موردنظر براي اثبات ادعايش ربطي به كار اينجانب ندارد؛ مثلا ماجراي سگ‌سكوت و چيدمان عكس‌هايي خارج از متن كه به صلاحديد شما اتفاق مي‌افتد. اين است كه مي‌گويم جهت‌دار. اگر اينجانب در يك نشست تخصصي، مربوط به تئاتر تجربي، روي ميز مي‌روم چه ربطي به كارنامه سينمايي بنده دارد؟ اگر در آن جلسه دست به حركات نمايش زده‌ام، منظوري مشخص را دنبال كرده‌ام. مضاف بر اينكه مي‌دانم از تئاتر تجربي كمتر مي‌دانيد؛ چرا كه نمايش، از همان جلسه مطبوعاتي شروع شده بود.

نقد مورد تاييدتان به اينجانب بيشتر از منظر طب روانشناسي پرداخته است، كما اين‌كه در اهانت‌نامه بعدي منتقد، درباره سوابق پزشكي و تربيتي بنده اظهار فضل شده. جناب گلمكاني، اگر در روزنامه وطن امروز از اينجانب اشارتي و كنايتي به شما رفت قويا عذر مي‌خواهم. قصدم توهين نبود اما روي سخنم با شما بود، نه با نقد موردتاييدتان. جاي درنگ است كه هر نقدي از هر منتقدي را در مجله خود چاپ كرده و مستدل بخوانيد، كه همين تاييد شما سرآغازي بود براي توهين به خانواده‌ام. مي‌خواهم بدانم نقد ذكر شده، دقيقا به كجاي مقوله بازيگري اشاره مي‌كند. ماجرا اين است كه مجله فيلم آهسته آهسته مي‌رود تنها افتخارش اين باشد كه پس از 30 سال ديرينه‌ترين جريده سينمايي است و بس. مي‌رود تا بافت ذهني و روحي مديران و منتقدان مجله، شبيه مبارزه شعراي كلاسيك عليه ادبيات مدرن شود (كه اين البته چيزي از ارزش‌تان كم نمي‌كند) اما آيا اين بود چشم‌انداز شما؟ اينگونه به‌نظر مي‌رسد به محض اينكه پديده‌اي نو و متفاوت به نگاهتان نمي‌گنجد درصدد حذف آن برمي‌آييد.

نگاهي كه طبق آن، بدترين را بهترين جلوه دهيد و برعكس. نقد مذكور كه حضرتعالي راجع ‌به كار بنده تاييد فرموديد، ايجاد نفرت مي‌كند؛ نه به دليل ارزيابي علمي، كه به دليل خارج بودن از جاده انصاف آن هم از سر بي‌دانشي. از همين ‌روست كه كورسوي تشويق شما باعث آزار مي‌شود. هرچند كه مسعود مهرابي عزيز در كمال آقايي و بزرگواري همين يك مورد را هم برگ قرمزي قلمداد كرد. با اين حال چند خطي لطف كرده بوديد و از اغراق در بازيگري‌ام گفته بوديد. اين، قدر مسلم به ضعف كارگرداني بعضي از فيلم‌ها هم مربوط مي‌شود. پس آن كارگردان كه ذوق مي‌كند و در پايان پلان دستور چاپ بازي مرا مي‌دهد، شرح وظايفش از نگاه زيبايي‌شناسي چيست؟ فيلمسازان و فيلم‌نامه‌نويسان در ابتداي كار صفر را صد جلوه مي‌دهند (كار برعكسي كه حضرتعالي در حق بنده فرموديد. سواي هتك حرمت از خانواده‌ام توسط منتقد موردتاييد) بگذريم، باب تخيل گشوده و تمامي اجزاي اجرا در ذهن پروريده مي‌شود. نقش را باطن و لباسي متصور مي‌شوي اما فيلم‌نامه را كه مي‌خواني ذوقت كور مي‌شود. هزاران ايده و پيشنهاد كه سرصحنه برده‌اي كارگر نمي‌شود، نه به ذهن صحنه و نه كارگردان. چرا كه محمل هيچ پيشنهادي فراهم نيست. والا حق با شماست جناب. اينكه احساس مي‌كنيد در فيلمي بد من با كارم اين جمله را مي‌گويم كه:«ببينيد من چه بازيگر خوبي هستم.» حقيقت دارد. خاصه به اين دليل كه مانند بسياري از بازيگران هم‌نسلم روي خطي صاف و يكنواخت حركت نمي‌كنم. ريسك مي‌كنم. بالطبع امكان خطر و خلاقيت بيشتري وجود دارد. مضحك‌ترين جاي نقد موردتاييدتان آنجا است كه به من مي‌گويد به بازيگر روبرويم (الناز شاكردوست) و احساسات او بي‌توجه بوده‌ام. قابل توجه دوستان پشت صحنه فيلم دل‌خون! و تماشاچيان و سينماگران محترم! من به ايشان بي‌توجه بوده‌ام يا ايشان به من؟ شما را چه مي‌شود جناب گلمكاني كه بر چنين نقدهايي صحه مي‌گذاريد؟ اگر براي فيلم بوتيك، روز سوم، كافه ستاره، آخر بازي و ... نقدي بر كار اينجانب نمي‌نويسيد، چيزي نيست مگر احساس كاذب پدرخواندگي كه در عرصه نقد سينما مي‌كنيد.

نه چنين نيست جناب گلمكاني. شما GOD father نقد اين سينما نيستيد. من از آن دست بازيگراني نيستم كه نديدن شما را ناديده بگيرم. نديدن و نفهميدن و درك نكردن شما، آن هم به عمد، علاوه بر اينكه سابقه‌تان را مخدوش مي‌كند، منجر به نديدن و نفهميدن و درك نشدن يك عمر حضور- شايد اتفاقي – خودتان در نقد سينما خواهد شد. تيشه به ريشه خودتان زده‌ايد اگر قاعده و رويه نقد را گم كرده‌ايد، نه من. مرا بزرگاني چون سمندريان، كيميايي، تقوايي، صدرعاملي، بيضايي، فرمان‌آرا، فرهادي، شهبازي و قبادي‌ها دعوت به همكاري كرده‌اند، چه منجر به همكاري شده چه نشده.(اسامي را مرور فرماييد.) نگذاريد تنها امتياز نوشته‌هايتان آزادي اظهار سليقه باشد كه اين براي شما كم است. يا نقدي مبتني بر دانش روز سينما و بازيگري بنويسيد، يا اگر خود را از نوشتن نقدي معاف مي‌دانيد، صرفا اظهار سليقه كافي نيست.

 اينكه خطاب به شما (فقط شما) با تعصب و جديت مي‌نويسم از اين‌روست كه يك مويتان مي‌ارزد به هزاران تازه كار ناكارآمد چند جلد خوانده. در مورد شبانه‌روز فرموده بوديد هنر كارگردان‌ها اين بوده كه توانسته‌اند دست و پاي مرا بسته يا اينكه چهره‌ام را زير گريم پنهان كنند. اين ديگر چه نقدي است عزيزدل؟ شايد نمي‌دانيد نقشي را كه بازي كرده‌ام مابه‌ازاي واقعي و اجتماعي داشت. راجع‌ به آن نقش تحقيق شده بود. اگر هم نكته‌اي باشد به زبان سينمايي ويژه فيلم و به لول و زاويه دوربين برمي‌گردد. براي من هوشنگ گلمكاني بي‌هيچ نبود. باز هم گلي به گوشه جمال خودتان. عرصه محروم است از جوانان پرصلاحيت. اينكه مي‌فرماييد استعدادكي دارم از سرم هم زياد است.

در آن قحطي حوصله‌تان كه حتي 6 خط مرا قابل نمي‌دانست اميد همين تك كلمه هم نمي‌رفت. منتقدين بي‌سواد هميشه از سينماگران عقب‌تر بوده‌اند، هم در دانش سينما و هم در تجارب آن. براي آنها صرفا وجاهتي كه از سينما كسب مي‌كنند حائز اهميت است، نه خود سينما. قصد ندارم راجع‌ به نقد خوب حرف بزنم كه آدرس اين مهم را از اغلب يادداشت‌هاي خود شما دارم. عمدا بد ديدن و بد خواندن نه حق من بود و نه برازنده شما. نقدي كه تاييد فرموديد نوشته‌اي بود از سر كينه و عاري از غريزه؛ مطالبي در حد تماشا و مطالعه و نه در مقام تجربه و اجراء. ننگ‌آور است براي من كه درصدد توجيه كارم برآيم. به قول جناب مهرابي:«باوقار و بالنده به راهتان ادامه دهيد. همچون گذشته.» من نيز در اين راه از شما تاسي مي‌جويم.

حامد بهداد
3 آبان 1388

+ خط خطی شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 2:10  توسط مهیار بهمنش  | 

 

درود بر یاران همیشگی یک بوس کوچولو

ازاین پس در این وبلاگ بخشی به عنوان معرفی چهره داریم که به معرفی عوامل پشت دوربین می پردازد این هفته در این بخش به معرفی تنها استاد تدوین سینمای ایران می پردازیم

استاد عباس گنجوی

نام اصلي: عباس

نام خانوادگي اصلي: گنجوی

سمت (در بخش هاي):  تدوین،جلوه های ویژه،عنوان بندی،موسیقی،

......................................

تاريخ تولد: 1320

محل تولد: تهران

مليت: ایران

......................................

 مدرك تحصيلي: دیپلم 

 

بيوگرافي

شروع فعالیت سینمایی با فیلم شیطون بلا (نظام فاطمی) به عنوان متصدی سینکرون در سال 1344.

 

بخشي از فيلم شناسي:

         حس پنهان

1383  یک بوسه کوچولو ( بهمن فرمان‌آرا )  [تدوینگر]

1382  جایی برای زندگی ( محمدرضا بزرگ نیا )  [تدوینگر]

1382  این زن حرف نمی زند ( احمد امینی )  [تدوینگر]

1381  عروس رومشکان ( ناصر غلامرضایی )  [تدوینگر]

1381  شاه خاموش ( همایون شهنواز )  [تدوینگر]

1380  خانه ای روی آب ( بهمن فرمان‌آرا )  [تدوینگر]

1380  کاغذ بی خط ( ناصر تقوایی )  [تدوینگر]

1379  ترکش های صلح ( علی شاه حاتمی )  [تدوینگر]

1378  بوی کافور عطر یاس ( بهمن فرمان‌آرا )  [تدوینگر]

1377  شبیخون ( جمشید آهنگرانی )  [تدوینگر]

1377  شهر زنان ( عطاء الله حیاتی )  [تدوینگر]

1377  کشتی یونانی ( ناصر تقوایی )  [تدوینگر]

1376  حماسه قهرمانان ( جمشید حیدری )  [تدوینگر]

1375  طوفان ( محمدرضا بزرگ نیا )  [تدوینگر]

1375  سرزمین خورشید ( احمدرضا درویش )  [تدوینگر]

1375  ستاره‌ های سربی ( مهدی ودادی )  [تدوینگر]

1374  چهره ( سیروس الوند )  [تدوینگر]

1373  روسری آبی ( رخشان بنی اعتماد )  [تدوینگر]

1373  کیمیا ( احمدرضا درویش )  [تدوینگر]

1372  جنگ نفت کش ها ( محمدرضا بزرگ نیا )  [تدوینگر]

1371  راز خنجر ( محمدحسین حقیقی )  [تدوینگر]

1371  آذرخش ( احمدرضا درویش )  [تدوینگر]

1370  قربانی ( رسول صدرعاملی )  [تدوینگر]

1369  دو فیلم با یک بلیط ( داریوش فرهنگ )  [تدوینگر]

1369  عروس حلبچه ( حسن کاربخش )  [تدوینگر]

1368  ریحانه ( علیرضا رییسیان )  [تدوینگر]

1368  ای ایران ( ناصر تقوایی )  [تدوینگر]

1368  جستجوگر ( محمد متوسلانی )  [تدوینگر]

1367  کشتی آنجلیکا ( محمدرضا بزرگ نیا )  [تدوینگر]

1366  تحفه ها ( ابراهیم وحیدزاده )  [تدوینگر]

1366  پاییزان ( رسول صدرعاملی )  [تدوینگر-سازنده آنونس]

1366  جعفرخان از فرنگ برگشته ( علی حاتمی محمد متوسلانی )  [تدوینگر]

1366  وکیل اول ( جمشید حیدری )  [تدوینگر]

1364  مردی که موش شد ( احمد بخشی )  [تدوینگر]

1363  گل ‌های داودی ( رسول صدرعاملی )  [تدوینگر]

1362  تاتوره ( کیومرث پوراحمد )  [تدوینگر]

1360  خط قرمز ( مسعود کیمیایی )  [تدوینگر]

1359  1936 ( محمدرضا بزرگ نیا حسن قلی‌زاده )  [تدوینگر]

1357  سفر سنگ ( مسعود کیمیایی )  [تدوینگر]

1355  شطرنج باد ( محمدرضا اصلانی )  [تدوینگر]

1354  گوزن ها ( مسعود کیمیایی )  [تدوینگر]

1353  شازده احتجاب ( بهمن فرمان‌آرا )  [تدوینگر-صداگذار]

1352  خاک ( مسعود کیمیایی )  [تدوینگر]

1352  نفرین ( ناصر تقوایی )  [تدوینگر]

1351  بی تا ( هژیر داریوش )  [صداگذار]

1351  صادق کرده ( ناصر تقوایی )  [تدوینگر]

1349  آرامش در حضور دیگران ( ناصر تقوایی )  [تدوینگر]

 

جوايز و انتخابها

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین تدوین (جایی برای زندگی)

[ دوره 23 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1383 ]

.................................................................

>>  کاندید تندیس زرین بهترین تدوین (جایی برای زندگی)

[ دوره 9 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1384 ]

.................................................................

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین تدوین (جستجوگر)

[ دوره 8 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1368 ]

.................................................................

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین تدوین (دو فیلم با یک بلیط)

[ دوره 9 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1369 ]

.................................................................

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین تدوین (خانه ای روی آب)

[ دوره 20 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1380 ]

.................................................................

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین تدوین (جنگ نفت کش ها)

[ دوره 12 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1372 ]

.................................................................

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین تدوین (کیمیا)

[ دوره 13 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1373 ]

.................................................................

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین تدوین (سرزمین خورشید)

[ دوره 15 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1375 ]

.................................................................

>>  برنده لوح زرین بهترین تدوین (تاتوره)

[ دوره 3 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1363 ]

.................................................................

>>  برنده لوح زرین بهترین تدوین (گل ‌های داودی)

[ دوره 3 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1363 ]

.................................................................

>>  برنده تندیس زرین بهترین تدوین (خانه ای روی آب)

[ دوره 6 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1381 ]

.................................................................

>>  4 - چهارمین تدوین سال (بوی کافور عطر یاس)

[ دوره 15 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1379 ]

.................................................................

>>  2 - دومین تدوین سال (کاغذ بی خط)

[ دوره 17 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1381 ]

.................................................................

>>  2 - دومین تدوین سال (این زن حرف نمی زند)

[ دوره 18 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1382 ]

.................................................................

>>  کاندید تندیس زرین بهترین تدوین (یک بوسه کوچولو)

[ دوره 10 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1385 ]

 

 

 

+ خط خطی شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 17:11  توسط مهیار بهمنش  | 





عیاری، کمیلی، دیرباز، بهداد، نعمتی، جوان، اسکندری، عطاران و... چه می‌کنند؟

 اگر حوادث این روزها شما را از پی‌گیری کار و حرفه سینماگران محبوب‌تان باز داشته، این خبر را از دست ندهید:

حامد کمیلی

با فیلم «وقتی نبودم» میهمان قاب شیشه ای می شود. این فیلم که کارگردانی آن را داریوش یاری برعهده داشته است، داستان پسری به نام «پدرام» را به تصویر کشیده است که پس از مدتی، به زادگاهش در کاشان بازگشته تا تکلیف ارث به جا مانده از پدر و مادرش را روشن کند. زیبا بروفه، محسن قاضی مرادی، طوفان مهردادیان و میترا خواجه نیان، از دیگر بازیگران این فیلم هستند. حامد کمیلی که در سریال های «پرواز در حباب»، «اغما» و «پیامک از دیار باقی» ایفای نقش کرده است، فیلم «تردید» به کارگردانی «واروژ کریم مسیحی» را آماده نمایش دارد. در «تردید» ترانه علیدوستی، بهرام رادان و مهتاب کرامتی نیز ایفای نقش کرده اند.

کامبیز دیرباز

به زودی با فیلم سینمایی «مقلد شیطان»، به کارگردانی «افشین صادقی»، میهمان سالن های سینما می شود. این فیلم که تجربه ای در گونه «نوآر» می باشد، براساس فیلم نامه ای از «حمید نعمت ا...» ساخته شده است. «مقلد شیطان» داستان پلیس اخراجی را روایت می کند که اکنون به تبهکاری خبره تبدیل شده و کارش، اخاذی از آدم هایی خاص است. اصغر همت، ساره بیات، شقایق فراهانی، امید زندگانی، شیوا خنیاگر و سیروس ابراهیم زاده، در «مقلد شیطان»، به ایفای نقش پرداخته اند. کامبیز دیرباز فیلم «عیار ۱۴» به کارگردانی پرویز شهبازی را، در نوبت اکران دارد.

شهره لرستانی

بازی در فیلم سینمایی «گل بارون»، به کارگردانی «شاهین باباپور» را به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون آخرین مراحل فنی را پشت سر می گذارد، اواخر تیرماه آماده نمایش عمومی می شود. این فیلم داستان جوانی به نام حمید را به تصویر کشیده است که در یک شرکت بزرگ، برایش اتفاقاتی می افتد که موقعیت شغلی و زندگی خانوادگی وی را به خطر می اندازد. رضا شفیعی جم، مهران غفوریان، مجید صالحی، بهنوش بختیاری، مهران رجبی، کیانوش گرامی، جلیل فرجاد و کیومرث ملک مطیعی، از دیگر بازیگران «گل بارون» هستند.

حمید اعتباریان

از تلاش، برای ساخت فیلم سینمایی «سن پترزبورگ۲» خبر داد. نگارش فیلم نامه این اثر، توسط «پیمان قاسم خانی» به پایان رسیده است و در مرحله بازنویسی قرار دارد. «سن پترزبورگ ۲» سال آینده در خارج از کشور و با حضور بازیگران ایرانی و خارجی، کلید می خورد. هنوز کارگردان این فیلم مشخص نشده است. «سن پترزبورگ۱» که بهروز افخمی کارگردانی آن را برعهده دارد، سکانس های پایانی فیلم برداری را پشت سر می گذارد. در این کمدی حادثه ای که درباره «رفاقت»، «عشق» و «بلوف» است، پیمان قاسم خانی، شیلا خداداد، بهاره رهنما، اندیشه فولادوند، ماه چهره خلیلی، سروش صحت، امید روحانی، بابک برزویه و امین حیایی ایفای نقش کرده اند.

سیما تیرانداز

بازی خود را در فیلم تلویزیونی «سایه های بلند گناه»، به کارگردانی «شهرام شاه حسینی» به پایان رساند. این فیلم داستان سرقت ادبی از نویسنده ای تنگدست را روایت می کند که عده ای، درصدد توطئه هایی برای از بین بردن حقوق وی هستند. به جز سیما تیرانداز، حمیدرضا پگاه، امیریل ارجمند، مهرداد ضیایی، احمد ساعتچیان و نگار عابدی در این فیلم ایفای نقش کرده اند. سیما تیرانداز بازی در فیلم های «بانو»، «هامون»، «پاداش سکوت» و مجموعه های تلویزیونی «حلقه سبز» و «باران عشق» و «بی بی یون» را در کارنامه دارد. «شهرام شاه حسینی» کارگردان «سایه های بلند گناه» به زودی مجموعه تلویزیونی «تاوان» را نیز برای شبکه سوم سیما کارگردانی خواهد کرد. وی سال گذشته فیلم «زن ها فرشته اند» را، بر پرده سینماهای کشور داشت.

سارا خوئینی ها

بازی خود را در فیلم سینمایی «یک بازی ساده» به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون در مرحله تدوین قرار دارد، توسط «مهدی برقعی» کارگردانی شده است.«یک بازی ساده» داستان زوجی را روایت می کند که پس از ۱۵ سال زندگی مشترک، حدود سه سال است که از یکدیگر جدا شده اند. نیما شاهرخ شاهی، سحر زکریا، سحر قریشی و امیر جعفری، از دیگر بازیگران این فیلم هستند.

حامد بهداد

بازی خود را در جدیدترین فیلم «رسول صدرعاملی»، با عنوان «زندگی با چشمان بسته» به پایان رساند.این فیلم که هم اکنون مرحله تدوین را پشت سر می گذارد، به روایت داستان زندگی خواهر و برادری می پردازد که در یک محله قدیمی زندگی می کنند و اتفاقات زیادی، برای آنان رخ می دهد.به جز حامد بهداد، ترانه علیدوستی، پولاد کیمیایی، فرهاد قائمیان، فرهاد آئیش، پریوش نظریه، الهام پاوه نژاد، اندیشه فولادوند، آناهیتا افشار و عاطفه رضوی، در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند. حامد بهداد که امسال با فیلم «کسی از گربه های ایرانی خبر نداره» بهمن قبادی، در جشنواره کن ۲۰۰۹ حضور داشت، فیلم «شبانه روز» را در نوبت اکران دارد.

علی ژکان

ششمین فیلم سینمایی خود را، به زودی جلوی دوربین می برد. این فیلم با عنوان «شوهران» در گونه سینمای اجتماعی است و با کارهای پیشین ژکان، تفاوت دارد. وی هم اکنون در انتظار دریافت پروانه ساخت این فیلم است. ژکان که ساخت فیلم هایی چون «عیسی می آید»، «سایه به سایه» و «مادیان» را در کارنامه اش به ثبت رسانده است، فیلم «چهره به چهره» را در نوبت اکران دارد.

آناهیتا نعمتی

بازی خود را در فیلم سینمایی «آل»، به کارگردانی بهرام بهرامیان به نیمه رساند. در این فیلم که سکانس هایی از آن در ارمنستان فیلم برداری می شود، مصطفی زمانی، همایون ارشادی، هنگامه حمیدزاده، کیتوش آرزویان و جمعی از بازیگران محلی ارمنستان حضور دارند. «آل» به تهیه کنندگی علی معلم و در گونه سینمای وحشت ساخته می شود.

رامبد جوان

مجموعه تلویزیونی خود را که هنوز برایش نامی انتخاب نکرده است، از دهم تیرماه روانه آنتن پخش شبکه سوم می کند. در این مجموعه ۵۰ قسمتی در کنار رامبد جوان، حمید لولایی، حسن معجونی، نصرا... رادش، شقایق دهقان و سحر دولتشاهی بازی می کنند. محراب قاسم خانی، سروش صحت، فرخ نعمتی و علیرضا ناظرفصیحی، نگارش فیلم نامه این مجموعه را برعهده دارند.

ستاره اسکندری

به زودی بازی در مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز»، به کارگردانی یدا... صمدی را آغاز می کند. این مجموعه تلویزیونی که زندگی شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی را به تصویر می کشد، در ۱۳ قسمت تهیه می شود.

الهام حمیدی، افسانه بایگان، سعید نیکپور، بهمن زرین پور، مهران رجبی، مینا جعفرزاده و حسن جوهرچی از دیگر بازیگرانی هستند که در این مجموعه، به ایفای نقش می پردازند. این مجموعه در شهرهای اصفهان، دزفول، بوشهر، مکه و یک کشور اروپایی تصویربرداری می شود. ستاره اسکندری که چندی پیش مجموعه «فاکتور هشت» را بر آنتن پخش داشت، بازی در سریال های «مرگ تدریجی یک رویا» و مجموعه پرطرفدار «نرگس» را در کارنامه اش دارد. اسکندری علاوه بر فعالیت در عرصه سینما و تلویزیون، به عنوان یکی از بازیگران توانمند تئاتر نیز در این زمینه فعالیت می کند.

مسعود اطیابی

جدیدترین فیلم خود با نام «اخلاقتو خوب کن» را اواخر تیرماه کلید می زند. این فیلم مضمونی کمدی و معناگرایانه دارد. اطیابی در «اخلاقتو خوب کن» داستان جوانی را به تصویر می کشد که برای چند ثانیه فوت کرده است اما با کمک تیم پزشکی دوباره جان می گیرد. پس از آن نیز، مدام فرشته مرگ را می بیند. فیلم «خروس جنگی» به کارگردانی «مسعود اطیابی»، هم اکنون بر پرده سینماهای کشور است.

فریبا کوثری

به زودی با مجموعه تلویزیونی «بانو»، به کارگردانی «فرید سجادی حسینی»، میهمان شبکه سوم می شود. داستان این مجموعه، در سال ۱۳۱۶ روایت می شود و به ماجرای «کشف حجاب» می پردازد. داریوش ارجمند، سیاوش طهمورث، ساره بیات، شهاب کسرایی و مینا جعفرزاده از جمله بازیگران «بانو» هستند. فریبا کوثری عید امسال با فیلم «سوپراستار» تهمینه میلانی میهمان سینماهای کشور بود.

رضا عطاران

در فیلم سینمایی «از ما بهتران»، به کارگردانی «مهرداد فرید»، با علیرضا اشکان هم بازی می شود. این فیلم اواسط تابستان کلید می خورد.

«از ما بهتران» سومین فیلم مهرداد فرید، پس از «آرامش در میان مردگان» و «هم خانه» است. فیلم «خروس جنگی» با بازی رضا عطاران، هم اکنون بر پرده سینماهاست.

شقایق فراهانی

بازی خود را در فیلم «باغ قرمز»، به کارگردانی امیر سماواتی به نیمه رساند. این فیلم روابط انسانی میان زوجی به نام داوود و مهناز از جنوبی ترین نقطه شهر و دکتر سعیدی و همسرش از شمالی ترین نقطه شهر را که سبب ایجاد حوادثی می شود، روایت می کند. امین تارخ، لیلا اوتادی، مرتضی ضرابی، رامین راستاد، نیکی نصیریان و فریدالدین از دیگر بازیگران «باغ قرمز» هستند. شقایق فراهانی امسال با فیلم «وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی میهمان سالن های سینما بود.

و اما تلویزیونی‌ها:

عبدالحسین برزیده که در عرصه کارگردانی سینما فعالیت دارد، پس از ساخت مجموعه مناسبتی «مثل هیچ کس»، فیلم تلویزیونی «چیزی شبیه معجزه» را، پس از پایان مراحل فنی، برای پخش به سیمافیلم تحویل داده است. این فیلم تلویزیونی که نخستین تجربه «برزیده» در این عرصه می باشد، داستان سه خانواده است که در یک مجتمع مسکونی زندگی می کنند و هر یک با مفهوم «مرگ»، «زندگی» و «برزخ»، دست به گریبان هستند. احمد نجفی، مهسا کرامتی، سحر زکریا، شهرام پوراسد و ابراهیم برزیده از جمله بازیگران «چیزی شبیه معجزه» هستند. این فیلم برای پخش از شبکه سوم، تهیه و تولید شده است. برزیده کارگردانی فیلم های «دکل» و یک اپیزود از «قصه های شهر جنگی» را، در کارنامه سینمایی خود دارد.

مسعود آب پرور که کارگردانی فیلم های سینمایی «قتل آنلاین» و «ساعت ۲۵» را در کارنامه دارد، ساخت فیلم تلویزیونی «سکو» را به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون آماده پخش از یکی از شبکه های سیماست، داستان مهندس جوانی را روایت می کند که در مناقصه و طراحی و ساخت سکوی نفت، با چند شرکت معتبر بین المللی رقابت می کند. زیبا بروفه، ناصر ممدوح، بهمن دان، میرطاهر مظلومی، صدیقه کیانفر و سیروس کهوری نژاد، در تله فیلم «سکو» به ایفای نقش پرداخته اند.

کیانوش عیاری کارگردان صاحب نام سینما که سال گذشته، مجموعه تلویزیونی «روزگار قریب» وی از سیما پخش شد، این بار به عنوان تهیه کننده فیلم تلویزیونی «از یاد رفته» به قاب شیشه ای بازگشته است.

«محمد قاسمی» به عنوان کارگردان «از یاد رفته»، در این فیلم داستان جوانی را به تصویر کشیده است که در روزهای پایانی خدمت سربازی، با پیرزنی مواجه می شود که خانواده اش را گم کرده است. وی تلاش می کند این پیرزن را به نوه اش برساند.

مهران رجبی، معصومه اسکندری، محمدرضا داوودنژاد، علی طالب لو، یوسف خداپرست و مصطفی اعلایی، از جمله بازیگران فیلم تلویزیونی «از یاد رفته» هستند که در نوبت پخش قرار دارد.

علیرضا امینی کارگردان فیلم های سینمایی «نامه های باد»، «زمان می ایستد» و «استشهادی برای خدا»، دومین فیلم تلویزیونی خود پس از «تلخون» را، با عنوان «بند آخر» برای بازبینی و قرار گرفتن در نوبت پخش به شبکه اول سیما تحویل داده است. «بند آخر» روایت گر داستان زندگی چهار مجرم است که بر اثر یک حادثه، از زندان فرار می کنند. نیما شاهرخ شاهی، بهزاد خداویسی، امیرحسین رستمی، بابک مرادی و سیامک جعفری در این فیلم حضور دارند.

شاهرخ دولکو نیز ماه گذشته مراحل فنی نخستین فیلم تلویزیونی خود را با عنوان «بازگشت»، برای پخش تحویل شبکه یک سیما داده است. داستان این فیلم درباره مردی است که به او هفت روز مهلت داده می شود، تا از زندان خارج شود و مدرک بی گناهی خود را بیاورد. حسین یاری، آتیلا پسیانی، شاهرخ فروتنیان، سعید ابراهیمی فر، رسول توکلی، قربان نجفی، مریم سلطانی و لیلا ارجمند، در تله فیلم «بازگشت» حضور دارند. تهیه کننده این فیلم «عباس رافعی» است که کارگردانی فیلم های سینمایی «راز مینا»، «پروانه»، «آفتاب بر همه یکسان می تابد» و «کیمیا و خاک» را در کارنامه اش دارد.

سعید ابراهیمی فر کارگردان فیلم های سینمایی «مواجهه»، «تک درخت ها» و «نار و نی»، ساخت فیلم تلویزیونی «ایران بیست سال بعد» را به پایان رسانده و این فیلم آماده پخش شده است.

داستان این فیلم که به سفارش شبکه اول در تهران جلوی دوربین رفت، درباره زنی به نام «شیرین» است که از آمریکا به ایران آمده، تا سهم خود را از شرکت آجرسازی پدرش دریافت کند. مهدی پاکدل، قاسم زارع، نازنین فراهانی و مهدی عبادتی، در تله فیلم «ایران بیست سال بعد» ایفای نقش کرده اند.

سعید ابراهیمی فر پیش از این، فیلم «ماه قرمز» را برای تلویزیون کارگردانی کرده است.

بهنام بهزادی کارگردان فیلم سینمایی و تحسین شده «تنها دوبار زندگی می کنیم»، ساخت فیلم تلویزیونی «بغض شیشه ای» را به نیمه رسانده است. این فیلم داستان دختری به نام «خاطره» را روایت می کند. وی به خواستگارش جواب منفی می دهد و سپس، عازم خارج از کشور می شود.

پریوش نظریه، کتانه افشاری نژاد، قاسم زارع، رامین راستاد، علیرضا آقاخانی و پروین امیرحسینی، از جمله بازیگران «بغض شیشه ای» هستند.
+ خط خطی شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 12:16  توسط مهیار بهمنش  | 

 

 

+ خط خطی شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 21:11  توسط مهیار بهمنش  | 

 

کنتراست جبر و اختیار

 

 

فیلم «درباره الی. . .» ساخته «اصغر فرهادی» را برای چندمین بار ‌دیدم، ناخودآگاه به این موضوع فکر کردم که چقدر این آدم‌های جمع شده در یک ویلای مشرف به دریا اسیر تقدیرند. این در «اسارت تقدیر بودن»، تم مشترک فیلم‌های «اصغرفرهادی» از «رقص در غبار» و «شهر زیبا» تا «چهارشنبه سوری» و «درباره الی. . .» است.

مجموعه آدم‌هایی که او در این فیلم‌ها به تصویر کشیده در دل روابط و مناسبات روزمره خود حضوری منفعلانه ندارند و همواره تلاش‌شان تحمیل خود به شرایط است، اما نهایتاً گریزی از تقدیر ندارند. این اسارت و ترکیب «جبر و اختیار» را «اصغرفرهادی» در دو فیلم اخیرش (چهارشنبه سوری و درباره الی. . .) که به طبقه متوسط جامعه شهری نزدیک شده، به نحو بارزتری نشان می‌دهد.

او کنتراست موجود در این طبقه را در فیلم آخرش به شکل عیان و- در عین حال - تکان‌دهنده نشان می‌دهد. چه زود تق همه آن شادی‌ها و بزن و بکوب‌های لحظه‌‌ای درمی‌آید و این آدم‌های به ظاهر سرخوش نسبت به یک فرد (الی) و واقعه مرتبط با او واکنش‌های مختلف نشان می‌دهند.

می‌بینیم که رفته رفته این میهمان ناشناخته و واقعه ناگوار متصور شده برای او چقدر در روابط دوستانه و زناشویی بقیه افراد اختلال ایجاد می‌کند و فضا و موقعیتی به ظاهر تفاهم‌آمیز را به سوءتفاهم کامل سوق می‌دهد و ناخودآگاه بستری فراهم می‌شود تا آدم‌ها نسبت به هم «قضاوت» غیرمنصفانه‌ای داشته باشند. در واقع، یکی از ویژگی‌های مثبت و قابل دفاع «درباره الی. . .» همین توجه عمیق «اصغرفرهادی» به «جزئیات» در دل یک سینمای موقعیت و متمرکز شده در روزمرگی‌های این طبقه مطرح جامعه است.

در پرداختن به این جزئیات است که آن صحنه عنوان‌بندی در داخل تونل مشرف به شیار باریکی از روشنایی، آن صحنه پانتومیم بازی کردن بعضی از آدم‌های بزرگ و کوچک و توصیف ضمنی اتفاق گریزناپذیر بعدی، آن ریختن خرده شیشه‌ها از لای پنجره شکسته ویلا در برخورد میان «احمد» و «الی»، آن خنده‌های کودکانه «الی» حین بادبادک هوا کردن که انگار خودش خبر حادثه شومی را به ما می‌دهد و نوع همراهی دوربین با او، آن حرکات دوربین روی دست در قسمت دوم فیلم که همراه با آدم‌ها به سمت کانون حادثه و فاجعه می‌رود و همه اضطراب‌ها و دل‌نگرانی‌ها و هول و هراس آنها را ثبت می‌کند، آن اتومبیل ب‌.ام.و آلبالویی رنگ مدل قدیمی که در نمای ماقبل انتهای فیلم توی شن‌های کنار ساحل گیر کرده و موقعیت واقعی طبقه متوسط این زمانه را (در تداوم و تکرار زندگی) نشان می‌دهد و. . . آن مکث کوتاه دوربین در آخرین نمای فیلم روی «سپیده» که تنها و بهت‌زده و سر در گریبان پشت میزی در یکی از اتاق‌های ویلا نشسته، معنا پیدا می‌کنند و ارزش‌های انکارناپذیر این فیلم «اصغر فرهادی» را از جنبه‌های مختلف مضمونی و ساختاری و زیبایی‌شناسی بصری و کار با مجموعه بازیگرانش نشان می‌دهد.

امیدوارم «اصغر فرهادی» از بیان این واقعیت که حالا دیگر یکی از مطرح‌ترین و خوش‌قریحه‌ترین فیلمسازان سینمای ایران به شمار می‌آید، دچار غرور بیش از حد نشود.

+ خط خطی شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 1:23  توسط مهیار بهمنش  |